(همانجا، کتاب 4، فصل 4) پس از آن قشون یوانى بحال «حاضر جنگ» پنج فرسنگ در
جلگههاى ارمنستان پیمود.
در حوالى رود سنتریت «1» دهاتى نیست، زیرا پارسىهاو کردوكها اتّصالا باهم در جنگاند.
بالاخره قشون بقصبه بزرگى رسید، که در آن والى این ایالت قصرى داشتو تمام خانههاى آن
تقریبا دراى برجهائى بود. در اینجا یوانیها آذوقه زیاد یافتندو بعد، از بالاى سرچشمههاى دجله
گذشته برود تلبآس «2» رسیدند (این رود را بعضى از محّقین با رود ارزانیاس پلوتارك و
پلینو تاسیت تطبیق کردهاند.
ارزانیاس هم باید همان ارزن قرون بعد باشد. م).رود مزبور کوچک و در کنار آن دهات متعددى واقع است. این صفحه ر ارمنستان غربى مینامند
والى آن، تیرىباذ، مورد محبت مخصوص اردشیر است.
وقتى که او در دربار بود، کسى جز او اردشیر را در موقع سوار شدن کمک نمىکرد.
تیرىباذ با سوارهنظام خود بطرف قشون یوانى رانده بتوسط مترجمى گفت، میخواهد با
سرکردگان یوانى حرف بزند. سردران پیشنهاد او را پذیرفتند و، وقتى که او بنقطهاى درآمد، که
صدا میرسید، پرسیدند چه میخواهد. او گفت، میخواهد عهدىبا یوانىها ببندد، باین شرایط، که
او آزارى بیوانىها نرساندو آنها هم خانهها را آتش زنندو آذوقه هم، بقدرى که لازم دارند
برگیرند. سردران این شرائط را پذیرفتندو معاهده بسته شد. یوانىها در جلگه حرکت کردند و
تیرىباذبا قواى خود از پس آنها میرفت. بعد قشون یوانى بقصرى رسید، که اطراف آن چند ده
بود. در اینجا یوانىها آذوقه فروانو شراب کهنه اعلىو کشمشو سبزى زیاد یافتند. در این
احوال بعض سربازها، که از جاهاى خو دور رفته بودند، خبر ادند، که قشونى از دور دیده میشودو شب آتشهاى زیاد روشن شده است.
سردران پس از رسیدن این خبر چنین صلاح دیدند، که سپاهیان ر از دهات جمع کندو آنها
شب را در زیر آسمان بگذرانند. شب برف زیادى افتادو سپاهیان را با اسلحهشان پوشید. مالهاى
بنه بقدرى سنگین شدند، کهبا صعوبت آنها را بلند میکردند. کزنفون گوید از این وضع افسردگى
زیاد براى او دست اد.
او برخاستو بىلباس رو شروع بشکستن هیزم کردو بزودى بعض سپاهیان براى خوشآمد سردار
خود برخاسته باو کمک کردند. سربازان دیگر نیز بمرور برخاستندو آتشى روشن کرده تن خود را با پیه خوك، روغن کنجد، بادام تلخو صمغ سقزى مالش ادند. از این موا در اینجا زیاد است
و بعد مالیدنى گورائى یافتند، که تمام این موا در آن داخل بود. پس از آن سردران قرار ادند،
که سپاهیان بدهات برگشته در خانهها سکنى کندو آنها شادو فریادزنان بمنازلشان خود برگشتند،
چه در آنجاها آذوقه زیاد یافته بودند.
ادامه مطلب






.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
