خدای بزرگ است اهورامزدا
12:53   عده نفرات لشکر ایران

 (کتاب هفتم بند،184-188) عده سپاهیان در این زمان برحسب اطلاعات من از این قرار بود. در هزار و دویست و هفت کشتى، در صورتیکه براى هر کشتى 200 نفر حساب کنیم، 400، 241 نفر 

 
سپاهى از مردمان مختلف جا داده بودند و، بعلاوه این عده، در هر کشتى غیر از افراد مردمان مختلف سى نفر جنگى پارسى و مادى جا داشتند. عده این اشخاص به سى و شش هزار و دویست و ده سپاهى بالغ میشد. بعده اولى و دومى باید عده سپاهیان کشتیهاى پنجاه پاروئى را بیفزائیم و اگر بحد وسط براى هریک از این کشتیها هشتاد نفر حساب کنیم، چون شماره تمام کشتىها چنانکه سابقا گفتم، سه هزار فروند بود، عده این قسمت به 240 هزار نفر بالغ میشد. بس عده تمام سپاه دریائى، که از آسیا آمده بود، بپانصد و هفده هزار و ششصد و ده نفر میرسید. عده پیاده نظام یک میلیون و هفتصد هزار نفر و شماره سواره نظام هشتاد هزار نفر بود. باین عدد باید علاوه کنیم اعراب شتردار و اهالى لیبیا را، که در ارابه هاى جنگى حرکت میکردند و عده شان به بیست هزار نفر میرسید، پس عده سپاهیان برّى و بحرى به دو میلیون و سیصد و هفده هزار و ششصد و ده نفر بالغ بود. این بود عده سپاهیانى، که از آسیا حرکت کردند و در این عدد خدمه و کشتیهاى حملونقل آذوقه و مردانى، که در این کشتیها بودند، داخل نیستند. باین عده باید مردمانى را، که از اروپا در لشکر ایران داخل شدند، علاوه کرد، مثلا یونانیهاى تراکیه و جزایر مجاور تراکیه
یکصد و بیست فروند کشتى داده بودند و عده سپاهیان این کشتیها به 24 هزار نفر میرسید. در قشون برّى بعقیده من از تراکیها، پانیان ااردها، بوتىینها، اهالى کالسید، بریگها، پىیرها،
مقدونیها، پرّربها، انىیانها، دلپها، ماگنتها، آخیان و اهالى سواحل تراکیه سیصد هزار نفر
بودند. این هزاران نفر و قشون آسیائى عده را به دو میلیون و ششصد و یک هزار نفر میرسانیدند.
 
هرچند عده سپاهیان چنین زیاد بود، باوجوداین من گمان میکنم، که عده خدمه قشون و ارابه ها و سفاین حمل و نقل آذوقه و کشتیهاى دیگر، که با بحرّیه ملازمت داشت از عدد مزبور مى گذشت، یا بهرحال از آن کمتر نبود، ولى من فرض میکنم، که عده اینها با عده سپاهیان مساوى بوده. در این صورت خشیارشا به سپیاس و ترموپیل پنج میلیون و هشتاد و سه هزار و دویست و بیست نفر آورد. این بود عده مردمانى، که از دنبال خشیارشا روانه شدند. اما عده زنان نانپز و زنان غیر عقدى و خواجهسرایان را کسى نمیتواند معین کند و نیز عدد مالهاى ارابه و بنه و سگهاى هندى معلوم نیست. پس براى من باعث حیرت نیست، که در بعض رودها آب براى سیرکردن این عده کافى نبود. بعکس باعث حیرت است، که چگونه آذوقه این مردمانرا میرسانیدند فىالواقع، اگر تصور کنم، که بهریک از افراد روزى لااقل یک شنیس (خنیک) گندم میدادند براى کلیه  قشون 110340 مدیمن گندم لازم بود (شنیس معادل 1.07 لیطر و مدیمن 79، 51 لیطر بود).
قوت زنان و خواجهها و مالهاى ارابه ها و بنه و سگها و شترهاى اعراب را در اینجا منظور نکردهام. در میان این عده کثیر کسى از حیث صباحت منظر و قد رسا لایقتر از خشیارشا نبود، که چنین قدرتى را دارا باشد.
این است ارقامى، که هرودوت نوشته و بدیهى است، که بسیار اغراقآمیز است، با صرفنظر از اینکه در نوشتههاى او تناقضى هست، مانند اینکه سه هزار کشتى را بالاتر کشتى دراز و حملونقل قلمداد کرده بود و در اینجا آنها را کشتى جنگى و هرکدام را داراى هشتاد نفر سپاهى دانسته.
مورخین قرون بعد، هرچند که این ارقام را اغراقآمیز میدانستند، باز اغلب آنها بیک میلیون و دو میلیون قائل بودند، ولى اخیرا و، خصوصا از پنجاه سال باینطرف، که تاریخ مشرق قدیم و ایران بیشتر مورد مداقه شده و وسایل دنیاى عهد قدیم را درنظر گرفتهاند، از این ارقام خیلى کاسته، ولى چون نتوانسته اند. مدرکى براى تعیین عده صحیح سپاهیان ایران بیابند، بالاخره باین عقیده شدهاند، که ارقام هرودوت بىشک خیلى اغراقآمیز است، ولى مدرکى هم براى تعیین عده صحیح در دست نیست. بعضى هم عقایدى اظهار داشتهاند، که موافق آن شماره سپاهیان خشیارشا تا سیصد هزار (گوبى نو) و بلکه تا 180 هزار(من ر)
نفر تنزّل مىیابد. چون معلوم است، که ارقام هرودوت موافق حقیقت نیست، بسط مقال را بیهوده دانسته میگذریم.
 

جمعه 19 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران