هرودوت گوید: وقتى که سپاه یونانى به ایستم برگشت، حرف آلکساندر مورد توجه یونانىها
گردید و بشور پرداختند، که کدام محل یونان را محکم دفاع کنند، تا بتوانند مملکت را از قشون پارسى محفوظ دارند. بالاخره عقیده بر این شد، که تنگ یا معبر ترموپیل مناسبتر است، چه باریکتر از معبرى است، که از مقدونیه به تسالى میرود. باید علاوه کرد، که در این وقت مجتمعین ایستم نمیدانستند، که در اینجا هم راه باریکى هست و میتوان از آن استفاده کرده پشتسر قوه دفاعیه را گرفت. نتیجه مشورت این شد، که ترموپیل را اشغال کنند و بحریه را به آرتمیزیوم بفرستند، زیرا بواسطه نزدیکى این دو محل بیکدیگر قواء بحرى و برّى میتوانستند بیکدیگر کمک برسانند. آرتمیزیوم بوغازى است واقع بین جزیره سىیاتوس و سواحل ماگنزى آن روز، ولى ترموپیل محلى است، که بین کوهى بلند و غیرقابلعبور از طرف مغرب، و دریا و باتلاقها از طرف مشرق واقع شده. این محل چشمههاى آب گرم دارد و در معبرى واقع است، که از تراخى نه بیونان وسطى میرود و پنجاه پا عرض آن است، ولى در پسوپیش ترموپیل معبر مزبور تنگ میشد، تا حدیکه فقط یک ارابه از آن میتوانست بگذرد. در اینجا اهالى فوسید سابقا دیوارى ساخته بودند، تا از حمله اهالى تسالى در امان باشند.
بنابر کیفیات این محل یونانیهائى، که در ایستم اجتماع کرده بودند، آن را براى دفاع یونان مناسبتر از هر جاى دیگر دانسته قسمتى به ترموپیل و قسمت دیگر به آرتمیزیوم رفتند، چه عقیده داشتند، که در ترموپیل بواسطه تنگى جا ایرانیها نخواهند توانست تمام پیاده و سواره نظام خود را بکار برند. اهالى دلف، که از نتیجه جنگ سخت نگران بودند، به پىتى این معبد رجوع کرده سئوال کردند، که چه خواهد شد. پىتى جواب داد دعا به باد کنید، زیرا باد متحد نیرومند یونانیها خواهد بود. این جواب را اهالى دلف بیونانیهائى، که تصمیم کرده بودند مطیع نشوند، رسانیدند و باعث قوت قلب آنها شد، چنانکه بعدها در محلى موسوم به تىیا قربانگاهى براى بادها ساختند و در آنجا براى بادها قربانى میکردند و نیاز میدادند. این بود احوال یونان، حالا مقتضى است بذکر وقایعى، که با حرکت قشون ایران از ترم
ملازم است بپردازیم.






