خدای بزرگ است اهورامزدا
02:24   کشته شدن ارسس

دیودو راجع باین شاه چنین نوشته (کتاب 17، بند 5):
پس از فوت اردشیر باگواس خواجه کوچکترین پسر او را، که آرسس نام داشت، بتخت نشانید و
برادران اردشیر را کشت، تا شاه جدیدبا آنها معاشر نبوده کاملا در تحت اطاعت خواجه مزبور
باشد (این گفته مورخ مذکور نظرى را، که راجع بجهت قتل اردشیر اظهار کردیم، تأیید میکند).
آرسس پس از آنکه از جنایتهاى باگواس آگاه شد، از او تنفّر یافته درصدد برآمد، که او را
بکشد، ولى خواجه پیشدستى کرده او را در سال سوم سلطنتش بقتل رسانید (36 ق. م).
پس از آن در دودمان هخامنش کسى نبود، که بترتیب طبیعى بر تخت نشیند، زیرا خواجه تقریبا
تمام برادران جوان اردشیر را هم کشته بود. بنابراین باگواس داریوش را، که پسر آرسان «1» و نوه
استانس «2» (پسر داریوش دوم) بود، بتخت نشانید (36 ق. م).
از وقایع سلطنت آرسس (36 -38 ق. م) اطّلاعى نداریم و نیز نمیدانیم چگونه شاهى بودهو چه
صفاتى داشته. از تاریخ وقایع همینقدر برمیآید، که در زمان او (یعنى بهار 36 ق. م) قشون
مقدونى براى دفعه اولى بآسیا ورود کرد.شرح این واقعه در جاى خود بیاید. عجالۀ همینقدر گوئیم، که مقدونىها پیشرفتهائى حاصل
کردند، ولى چون خبر کشته شدن فلیپ پدر اسکند رسید، پارمنین سردار مقدونى از آسیا به
مقدونیه برگشتو ممنن برادر منتور، که پس از مرگ او فرمانده قشون ایران در صفحات دریائى
بود، مقدونىها را عقب نشانده تمام جاهائى را، که تصرّف کرده بودند، از آنه بازستاند. چنین
بنظر میآید، که باوجود این احوال آبیدوس «3» در تصرّف مقدونىها مانده بود. اگر چنین بوده،
باید گفت، که مقدونىها با حفظ این محلّ عبور اسکند ر از بوغار داردانل در موقع خود تسهیل
 کردهاند


دوشنبه 15 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران