خدای بزرگ است اهورامزدا
00:39   نزاع صور با اسکندر

صور، چنانکه بالاتر کررا ذکر شده، مهمترین شهر فینقیه بودو یکى از مراکز تجارتى درجه اول
دولت ایران بشمار میرفت. وقتى که اسکندر به فینقیه درآمدو شهرهاى آن مطیع
گشتند، صور هم تمکین کرد، ولى نخواست جزو دولت مقدونیه گرد، توضیح آنکه میخواست
مانند شهر متّحدى بشمار آید. شهر مزبوربا این مقصود رسولانى نزد اسکندر با هدایائى، که از
جمله تاجى ا زر بود، فرستادو آذوقه وافر بقشون اسکندر اد. پادشاه مقدونى رسولان را خوب
پذیرفتو ضمنا بآنها گفت، که میخواهد براى هراکل «1» رب النوع صور قربانى کند، زیر او نژاد
خود ر از این رب النوع میداندو غیبگوئى باو توصیه کرده، که چنین کند. سفراى صور گفتند،
که این رب النوع در بیرون شهر معبدى داردو اسکندر میتواند در آنجا مراسم قربانى رابا طنطنه
بعمل آرد. آریان گوید (کتاب 2، فصل 7، بند 2): معبد هراکل صور یکى از قدیمترین معابد بود و
هراکل صور غیراز هراکل آرگیانى (یوانى) است، بعد مورخ مزبور افزوده، که صوریها به
اسکندر جواب ادند: بیک نفر یوانى یا مقدونى اجازه نخواهند اد بشهرشان داخل شود. اسکندر
بر اثر این جواب در خشم شده چنین گفت: «شما بموقع خود مینازیدو قشون برّى مرا حقیر
میشمارید، ولى بزودى خواهید دانست، که شما جزو قارهاید. بشما اعلام میکنم، که اگر قشون مرا
بشهر راه ندهید،با یورش آنرا خواهم گرفت». وقتى که رسولان با این اظهارات اسکندر
برمىگشتند، بعض طرفدران اسکندر بآنها توصیه کردند، که صور هم مانند سایر شهرهاى فینقیه
دروازههاى خود را بروى قشون اسکندر باز کند، ولى اهالى صور این پند را نپذیرفته آماده جنگ
شدند. بقول آریان صوریها این جواب را مناسب اوضاع آنروز دانستند، زیرا نتیجه قطعى
قشونکشى اسکندر بآسیا معلوم نبود.


جمعه 26 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران