مورخ مذکور در این باب چنین نوشته (کتاب 4، بند 1): وقتى که اسکندر در ماراتوس «1» بود، باو
نامهاى از داریوش رسید. مضمون آن بقدرى گستاخانه بود، که اسکند را سخت مکدر داشت.
اولا داریوش خود را شاه خوانده بود، بىاینکه اسکند را پادشاه دانسته باشد و بعد مطالبى را، که
خواسته بود، اسکندر انجام دهد، شکل تقاضا را داشت. مفاد نامه چنین بود: داریوش مادرو زن و
اولاد خود ر استراد میکردو در زاى آن وعده میداد بقدرى پول بدهد، که در تمام مقدونیه بیش
از آن نباشد. راجع بمالک ایران، که در تصرّف اسکندر بود، داریوش نوشته بود: اگر اسکندر، نظر بمودتى که سابقا بین دو دربار بوده، حاضر باشد نصیحت عاقلانه او را بپذیرد، مقتضى است،
بمیراث پدران خود قانع شده باروپا برگرد. در اینصورت داریوش متحد او خواهد شدو حاضر
استبا اسکندر در این باب عهدى ببنددو هرگاه اسکندر نخواهد نصایح او را بپذیرد، منازعه آنها
باید با جنگ حل شود. اسکندر از اسلوب انشاء نامهو مخصوصا از اینکه داریوش او را پادشاه
ندانسته بود، سخت مکدر شدو جوابى نوشته ترسیپ «2» را أمور کرد نامه را برساند. در این نامه
اسکندر کارهاى داریوش اول و خشیارشا را در یونانو آسیاى صغیر یادآور شده سپس از
کمکى، که ایرانىها به پرنتىها «3» بر ضد پدر او فلیپ کرده بودند، سخن راندهو بکشته شدن
فلیپ بتحریکات دربار ایران اشاره کرده داریوش را شماتت میکرد از اینکه آرسس را بدستیارى
باگواس خواجه کشتو تخت را غاصبانه ربود و پس از آن یوانىها را بر ضد اسکندر برانگیختو نیز داریوش را توبیخ مىکرد، که سر دشمن را
بجایزه گذارده هزار تالان وعده میدهد بکسى، که اسکند را بکشد،و حال آنکه آنهمه وسائل و
اسلحهو قشون در اختیار او است. بعد میگفت، که او جنگ را بآسیا نیاورده، بل از تعرض ایرانىها
نسبت بیوانیها دفاع میکند و، چون خدایان همیشه حامى حقاند، این است، که قسمت اعظم آسیا
باطاعت او درآمده. در پیان نامه اسکندر افزوده بود: «من شما را در دشت نبرد مغلوب کردم، پس
موافق قوانین جنگ حق تقاضائى از من ندارید، ولى اگر شما نزد من آئید،و بجاى تقاضا خواستار
شوید، من مادر و زن و اولاد شما را، بىاینکه وجهى بخواهم، بشما رد میکنم، زیرا من قادرم، که
فتح کنمو در همانحال ببدبختى مغلوبین رقت آرم. اگر شما اعتماد ندارید، که بمیان ما آئید، کسى ر از دوستان خود بفرستید، تا ما قول شرف بشما بدهیم، که مخاطرهاى براى شما نخواهد
بود.
بهرحال، اگر خواستید بمن نامه بنویسید، بخاطر داشته باشید، که بپادشاهىو بل بپادشاه خودتان
مینویسید»






