خدای بزرگ است اهورامزدا
19:10   کارهاى مم نن

در این احوال، که اسکندر صفحات دریائى را یکایک تصرف میکرد، ممنن باقىمانده قشون ایران
را جمع کرده درصدد بود، که اسبابى فراهم آرد، تا اسکندر آسیا را ترك کرده بمقدونیه برگرد.
او میخواست جنگ را به یونانو مقدونیه برد و، چنانکه مورخین یوانى نوشتهاند، تمام امیدوارى
داریوش در این زمان بکفایتو کاردانى او بود. بالاتر گفته شد، که داریوش او را والى تمام
صفحات دریائى کردو پول وافى براى او فرستاد. پس از آن ممنن از هرجا که توانست قشون اجیر
بگیرد، گرفت وبا سیصد کشتى، که در اختیار او بود، بلامانع در دریاها سیر میکردو اوضاعى را،
که موافق یا مخالف نقشه پرعرضو طول او بود، بدقت میسنجید. در ابتداء او بقلاعى حمله برد،
که مانند لامپساك چندان خوب حفظ نمیشد. بعد او بتسخیر جزائرى پرداخت، که بین دو قاره
آسیاو اروپا واقع بودو هرچند مقدونیها سواحل هر دو قاره را داشتند، ولى چون بحریه نداشتند،
نمیتوانستند این جزائر را تصرّف کند. در اینجاها ممنن از نفاقى که بین اهالى بود استفاده کرد،
توضیح آنکه بعض اهالى طرفدار اسکندر بودند و برخى طرفدار ایران. متنفّذین حکومت ایران را
بر مساواتى، که از طرز و شکل حکومت مردم حاصل شده بود، رجحان میدادندو بعلاوه در ابقاى
حکومت ایران از این حیث نیز ذىنفع بودند، که وجوه زیاد از خزانه ایران دریافت میکردند.
براى مثل جزیره خیوس را ذکر میکنیم. در اینجا دو نفر از متنفذین، که آتناگوراس «2» و
آپپولونید «3» نام داشتند، پس از اینکه با اشخاص دیگر دسته خود همعهد شدند، کس نزد ممنن
فرستاده او را بتسخیر این جزیره دعوت کردند و سردار مزبور، همینکه این جزیره را تصرف کرد،
 ساخلوى در آنجا گذارده حکومت را به آپپولونیدو دوستان او سپرد. پس از آن ممنن عازم لسبس شد، محلهائى را مانند آنتیس «1»، پیرّا «2» و ارس «3» بىجنگ
گرفت، شهر متیمن «4» را نیز بتصرف آوردو آریستونىکوس «5» را در اینجا حاکم کرد. بدین
نحو تمام جزیره لسبس باستثناى شهر نامى مىتىلن مطیع ایران گشت. بعد ممنن خواست، این
شهر را هم تصرف کند و، چون سکنه آن مقاومت کردند، سردار مزبور شهر ر از خشکىو دریا
محاصره و براى تسخیر آن عملیاتى کردو بناهائى ساخت، ولى در این احوال بمرضى مبتلا شد،
که از آن درگذشت. فرنباذ معاون ممننو اوتوفردات رئیس بحریه شهر را مجبور کردند باین
شرایط تسلیم شود: 1- ساخلو شهر در امان خواهد بودو سالما از شهر خارج خواهد شد. 2-
ستونى را، که برپا کرده و بر آن معاهده خود را با اسکندر کندهاند، باید برافکند. 3- به داریوش
بقید قسم بیعت کند (آریان گوید: «عهد آنتالسیداس را تجدید خواهند کرد»). 4- نصف
تبعیدشدگان خود را مجددا خواهند پذیرفت (اینها بواسطه طرفدارى از ایران تبعید شده بودند).
پس از تسخیر شهر، ایرانیها ساخلوى در اینجا گذاشته لىکومد «6» ردسى را فرمانده آن کردند و
بحکومت مىتىلن منصوبو مالیاتى هم براى این شهر مقرّر داشتند (دیودور، کتاب 17، بند 29- دیوژن را، که از اهل همین شهر بود،و بواسطه طرفدارى از ایران سابقا تبعید شده بود، برگردانیده
کنتکورث، کتاب 2، بند 12- آریان، کتاب 2، فصل 1، بند 1 و 2).
راجع بفوت ممنن باید گفت، که زمان آن محقا معلوم نیست. از نوشتههاى دیودور چنین استنباط
میشود که او در 33 ق.م پس از تسخیر مىتىلن درگذشته.
بعض مورخین دیگر فوت او را قبل از سقوط شهر مزبور دانستهاند. بهرحال دیودور درباره او چنین
گوید (کتاب 17، بند 29) «آواز بهرهمندیهاى او در اطرافو اکناف پیچیدو بیشتر جزائر سیکلاد
رسولانى نزد او براى اظهار انقیاد فرستادندو این خبر، که ممنن میخواهد بزودىبا بحریه خود
 بجزیره اوبه برود،در یونان منتشر شده اهالى جزیره مزبوره را متوحش ساختو یوانیها و بخصوص اسپارتیها، که
بایرانیها متمایل بودند، فوقالعاده امیدوار شدند، زیرا میپنداشتند، که قریبا اوضاع تغیر خواهد کرد.
ممنن با پول ایران عده کثیرى از یوانیها را بطرف ایران جلب کرد، ولى مقدر نبود، که این
شخص نامى در اجراى نقشه خو دورتر برود. او از مرضى سنگین درگذشتو فوتش باعث فناى
داریوش گردید، چه او میخواست میدان نبرد ر از آسیا باروپا ببرد».


دوشنبه 22 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران