چنان بود توصیف کزنفون که ذکر شد. پس از آن امیر البحر اسپارت وارد شهرى گردید، که از
گرسنگى آخرین رمق خود ر از دست میدادو کوچههاى آن پر بود از مردهها یا اشخاصیکه جان
میکندند. سردار فاتح بمحض ورود امر کرد اسلحهخانهها را خراب کند.
کشتىهائى را، که میساختند، بسوزند و دیوارهاى آتن را تا پیرهو استحکمات این بند ر از
بیخوبن برافکند. بر اثر این حکم نىزنان اسپارتى مینواختندو زنانو کودکان آتنى گروهگروه
میشد. چنین بود عاقبت جنگ پلوپونس یا جنگهاى داخلى یونان که 27 سال طول کشید (431- برحسب اجبار سرهاشان رابا تاج گلهاى رنگارنگ زینت اده میرقصیدند و دیوارها خراب
404 ق. م) و بالاخره آتنو متحدین آن ر از پاى درآورد (404 ق. م).
پس از آن حکومت آتن از طرف اسپارتیها به لیزاندر محول شد و سى نفر از آتنىها بتصویب دولت اسپارت انتخاب شدند، که امور آتن را داره کند. اینها ظلمو تعدى زیاد
بمردم آتن کردندو بعد خواستند دشمنان خودشان را نابود کند. از جمله آلسبیاد بود، که فرار
کرد تا بدربار ایران رود، ولى در عرض راه او را یافته منزلش را آتش زدندو در این حریق او هم
بسوخت. راجع بمقدار پولى، که دربار ایران باسپارتىها اده بود اطلاع صحیحى در دست نیست،
ولى کزنفون گوید، لیزاندر از وجوهى که کوروش باختیار او گذارده بودو میبایست بمخارج
جنگ برسد، مبلغ یکصدو هفتاد تالان نقره «1» زیاد آوردو آن را با غنائمو علامات فتح بدولت
اسپارت تسلیم کرد (تاریخ یونان، کتاب 2، فصل 3).
در موقع ورود اسپارتىها به آتنو کارهائى، که در آنجا کردند، یکنفر سپاهى ایران نبود، ولى
معلوم است، که سیاست کوروش و پول وافرى، که او بامیر البحر اسپارت اد، فتح را نصیب
لاسدمونىها کردو آتن را، که میخواست یک امپراطورى یوانى تشکیل دهد و اول دولت بحرى
عالم آن زمان گردیده بود، باین حال پرملال افکنده از هستى ساقط ساخت. باین سؤال، که فتح
اسپارت و این حال آتن از نظر منافع ایران صحیح بوده یا نه، وقایعى، که ذکرش بیاید، جواب
خواهد اد. ولى این نکته مسلم است، که ایران بدست اسپارتیها تلافى کارهائى را کرد، که از
زمان مراجعت خشیارشا از اروپا بآسیا تا صلح سیمون آتنیها در مستملکات ایران در آسیاى صغیر و
قبرسو مصر مرتکب شده بودند.
در خاتمه مقتضى است گفته شود، که شرح جنگهاى پلوپونس را دیگران هم نوشتهاند، مثلا
کزنفون (تاریخ یونان، کتاب اولو از کتاب دوم فصل 3 -1)، دیودور (کتاب 13 -12)و ژوستن
(کتاب 5)، ولى هیچکدام وقایع این جنگها و روابط ایران و یونان را در این مدت مدید مانند
توسیدید روشن نکردهاند. بنابراین ونیز از ایننظر، که توسیدید خودش در مدت 21 سال از ابتداى
این جنگ در این جنگها شرکت داشته یا شاهد قضیا بوده (توسیدید عنوان داریوش دوم بخطّ مصرى (از کتاب، راجرس، یک تاریخ ایران قدیم)
کتاب 8، بند 109)و بعلاوه مورخ درستنویسى است، ما نوشتههاى او را متابعت کردهایم. از
کتاب مذکور کزنفون هم استفاده شده است، زیر او هم از مورخین معاصر بوده،و حال آنکه
دیودور و ژوستن چهار یا شش قرن بعد وقایع این جنگ را نوشتهاند. نوشتههاى آنها تقریبا در
همان زمینه است، که ذکر شد، ولى مختصرتر میباشد. این هم معلوم است، که مقصود ما نوشتن
تاریخ این جنگهاى درونى یونان نبوده، بل خواستهایم وقایعى را، که بتاریخ ایران مربوط است،
شرح دهیم و، اگر هم در مواردى از این مقصود قدرى دور شدهایم، براى روشن کردن جهات
واقعهاى یا تفهیم موضوع اصلى بوده.






.jpg)
