خدای بزرگ است اهورامزدا
19:50   نطقهاى اسکندر

اسکندر، قبل از آنکه دو لشکر بمسافت یک تیررس بیکدیگر نزدیک شوند، سواره از میان
صفوف قشون خود گذشت و سپاهیان را بوسیله نطقهاى باحرارت بجنگ تشویقو تشجیع کرد.
بمقدونىها گفت: «شما، که در اروپا در آن همه جنگها فاتح شدهاید، اکنون نوبت جهانگیریهاى
شما در آسیا د رسیده. اینجا مانند تراکیه یا ایلّیریه نیست، که شما در اطراف کوههاى آن قواى
خود را بیهوده صرف کنید. این مشرق پرثروتو آباد است، که ترکهاش از آن شما خواهد بود».
بعد جنگهاى فلیپو مطیع کردن آتنىها را بخاطر آنها آوردو فتحى را، که در باسى کرده شهر
تب ر از بیخوبن برکنده بودند، یادآور شدو عبور آنها ر از گرانیک ولایاتى، که در آسیاى
صغیر تسخیر شده بود، یکبیک شمرد. وقتى که بصفوف یوانىها نزدیک شد،گفت: «بخاطر آرید جسارت داریوشو خشیارشا را، که از نیاکان شما آب و خاك خواستند،
معابد شما را خراب کردند، شهرهاى شما رابا یورش گرفتند، سالها شما را بر ضد یکدیگر
برانگیختندو سرنوشت شما منوط بفرمانى بود، که از دربار پارس صادر میشد». چون بصفوف
ایلّیریهاو تراکىها، که براى غارتبا اسکندر آمده بودند، رسید، گفت: اى مردان دلیر، بروید و
طلاهاى این زنان ر از دست آنان ربائید (اشاره بطوقو یاره سردرانو تجملات آنها)و قلّههاى
سختو از یخ پوشیده کوههاى خودتان را با این دشتهاى پرثروتو دهات آباد پارس معاوضه
کنید (کنتکورث، کتاب 3، بند 10).
آریان گوید (کتاب 2، فصل 4، بند 2) اسکندر سفر جنگى دههزار نفر یوانى و عقبنشینى آنان را
بخاطر سردارها و سربازان خود آورده گفت: آنها نه سوارهنظام داشتندو نه سپاه باسى و
پلوپونسو مقدونیهو تراکیه یا فلاخندرانو یا تیراندزان کنونى را، باوجود فقدان تمامى این
وسایل در زیر دیوارهاى ابل شاه بزرگو قشون او را شکست ادندو در موقع عقبنشینى تمام
مردمانى را، که میخواستند راه آنها را بدریاى سیاه مسدود کند، مغلوب کردند.
اسکندر تمامى چیزهائى را، که ممکن بود باعث تشجیع سربازان او گرد بگفتههاى خود افزود و
سپاهیان او بر اثر این نطقها چنان مهیج گشتند، که براى بآغوش کشیدن اسکندر باهم در منازعه
شدندو بعد او را بآسمان بلند کرده خواستند، که جدال زودتر شروع شود.


پنج‌شنبه 25 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران