نام
اسم این شاه را چنین نوشتهاند: سترابون، دیودورو آریانو غیره- داریس. ابو ریحان بیرونى در
آثار الباقیه «1» صفحه 89- داریوس بن ارسیخو در صفحه 11 همان کتاب درا بن درا. در کتب
پهلوى- درا پسر درا یا (درا درا). طبرى در تاریخ الرّسل و الملوك- درا بن درا بن بهمن
اسفندیار.
حمزه اصفهانى در تاریخ سنى ملوك الارض و الانبیاء- درا بن درا بن بهمن.
ابو الفرج عبرى در مختصر الدول- داریوش بن ارشک. یاقوت درا بن درا بن قباد.در داستانهاى ما (شاهنامه) درا پسر دراب. پائینتر روشن خواهد بود، که هیچیک از نویسندگان
قرون اسلامى بواسطه فقدان مدارك نسب او را درست ننوشتهاند، زیرا داریوش سوم نه پسر ارسیخ
بود، نه ارشک و نه قباد. پسر داریوش دوم (دراب یا دراى اکبر) هم نبود، چه نبیره او محسوب
میشد. در داستانهاى ما نیز نسب او درست معلوم نشده. ژوستن از قول دىنن اسم او را کدمان «2»
نوشته (کتاب 10، بند 3). کنت کورث گوید (تاریخ اسکندر کبیر)، که اسم او کدمان بود و، پس
از اینکه بتخت نشست، خود را داریوس نامید. اکنون هم بعض نویسندگان براى امتیاز این داریوش
از دو داریوش دیگر، او را داریوس کدمان نامند.
نسب و مقام او
داریوش پسر آرسان بود و او پسر استن «3» و این آخرى پسر داریوش دوم، که نسبش بالاتر ذکر
شده. مادر داریوش سوم سىسىگامبیس «4» نام داشتو خواهر آرسان بود، که بعد زن او گردید.
داریوش از شاهزادگانى نبود، که طرف ملاحظه باشد بدین جهت در موقع کشتارى، که اردشیر
سوم در خانواده سلطنت کرد، سالم ماند. نوشتهاند، که داریوش شغل (آستاند) را داشته، یعنى از
چپارهائى بود، که احکام شاه را به ولات و رؤساء قشون ایالات میرسانیدند بعد، وقتى که اردشیربا کادوسىها جنگ میکرد، از جهت رشادتى که نشان اد، مورد توجه شد.
دیودور گوید (کتاب 17، بند 6) شخصى از کادوسىها، که از حیث زورمندىو دلاورى معروف
بود، مبارز طلبیدو کسى از سپاه ایران جرئت نکرد بجنگ او رود. در این موقع داریوش اسب خود را تاختو با او مبارزه کرده وى را کشت. اردشیر ر این کار او چندان خوش آمد، که
هدایاى بزرگ بوى اد و او را «دلیرترین پارسى» خواند. ژوستن هم این خبر را تأیید کرده (کتاب
10، بند 3) و گوید، که داریوش در زاى این خدمت والى هر دو ارمنستان گردید.






