خدای بزرگ است اهورامزدا
15:18   مقايسه كورش با ديگر پادشاهان‏

 

شهرت و نيكنامى فوق العاده كورش بيشتر به اين جهت است كه اين شهريار بشردوست برخلاف اكثريت قريب به اتفاق سلاطين، به حقوق فردى و اجتماعى بشر معتقد بود، و براى نخستين‏بار در تاريخ به تمدن و عقايد و افكار و مذهب و سنن اجتماعى ملل مغلوب به ديده احترام مى‏نگريست.

براى آنكه خوانندگان بهتر و بيشتر به ارزش اقدامات كورش واقف گردند، شمه‏اى از مظالم و بيدادگريهاى كشورگشايان قبل از كورش را ذيلا نقل مى‏كنيم:
1. «مانيشتوسو» مؤسس سلسله اكد در 2800 سال ق. م. پادشاه عيلام را به اسارت برد و مملكت او را بكلى غارت نمود.
2. در سال 2280 ق. م. «كودرنان خوندى» شهر «اور» پايتخت سومر را غارت كرد و سلسله پادشاهيشان را برانداخت و مجسمه ربة النوع «ارخ» را به عيلام برد.
3. «شوتروك ناخون‏تا» پادشاه عيلام، در سال 1190 ق. م. در زمان حكومت سلسله «كاسيها» شهر بابل را غارت كرد و تمام اشياء گرانبهاى آنجا را به شوش برد.
4. آشوريها پس از جنگ و خونريزى و غارت، ساختمانها و آثار را نيز از بين مى‏بردند. از قساوت و شقاوت «آشورنازيربال» مى‏نويسند كه حتى به اطفال اسرا، اعم از پسر يا دختر رحم ننموده و آنها را زنده‏زنده در آتش مى‏انداخت.
«تكات فالازار اول» (1116- 1090 ق. م.) تنها به خراب كردن و سوزاندن شهرها و معابد اكتفا نمى‏نمود بلكه دوست داشت سر اسرا را درحالى‏كه اسلحه به دست دارند، ببرد و از سرهاى بريده آنها تلهايى بسازد.
«توكولتى نينورتاى دوم» (890 تا 884 ق. م.) طبق كتيبه‏هايى كه از او به جا مانده، مغلوبين را زنده‏زنده پوست مى‏كند و پوستشان را از كاه پر مى‏نمود و بر ديوار شهرها مى‏آويخت، يا آنها را زنده‏زنده لاى ديوار مى‏گذاشت.
«اسارهاردون» آشوريهاى ياغى را به دست خود گوش‏وبينى مى‏بريد.
آشورنازيربال شرح يكى از فتوحات خود را در سال 884 ق. م. اينطور نوشته:
به شهر حمله آوردم و به يك ضرب‏شست متهورانه آن را تسخير نمودم. 60- هزار نفر از جنگيان دشمن را از دم شمشير گذراندم و پوستشان را به ديوار شهر آويختم. از «كنيا» به سوى «تلا» روان شدم ... به جنگ پرداختم و خونها ريختم و به شهر يورش بردم و آن را بگشادم و سه هزار سرباز را از دم تيغ گذراندم ... بسيارى را در آتش انداختم و اسراى زيادى زنده گرفتم و پاره‏اى را دست و انگشت بريدم و ديگران را گوش‏وبينى. بسيارى را از ديده محروم نمودم. از زندگان و از سرها پشته ساختم. سرها را به تاكهاى بيرون شهر آويختم، جوانان و دختران را در آتش انداختم ... آشوربانى‏پال مى‏گويد:در مدت يك ماه سراسر كشور عيلام را به ويرانه مبدل ساختم. صداى مردم و صداى پاى چهارپايان كوچك و بزرگ و هرنوع زمزمه و شادى و سرود را در مزارع و دشتهاى آن خاموش كردم و آن را به صورتى درآوردم كه گورخر و آهو و ساير حيوانات وحشى با آرامش خاطر در آن زندگى كنند. 

جمعه 21 آذر 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران