خدای بزرگ است اهورامزدا
02:44   قتل باگواس

جهت این واقعه را، که او پس از آرسس بتخت نشسته، مختلف نوشتهاند: دیودور گوید، چون از
همه رشیدتر بود، او را لایق این مقام دانستند، ولى ظنّ قوى این است، که، چون از شاهزادگانى
نبوده، که بتخت نزدیک باشد، باگواس خواجه او را برگزیده، تا باسم شاهى اکتفا کرده زمام امور
را کاملا بدست او بسپارد، ولى دیرى نگذشت، که معلوم شد، او اشتباه کرده، زیرا داریوش حاضر
نشد از خواجه مزبور تمکین کندو باگواس درصدد برآمد، که داریوش را هم بقتل رساند، ولى
داریوش زود قصد او را دریافته احضارش کرد و، چون حاضر شد، امر کر در حضور او زهرى
را، که تهیه کرده بودند، بیاشامدو خواجه از راه اضطرار اطاعت کرده پس از آن درگذشت
(دیودور، کتاب 17، بند 5). آریان (کتاب 2، فصل 6، بند 5)و کنتکورث (کتاب 6، بند 4) باین
واقعه اشاره کردهاند، ولى ژوستن گوید، که مردم او ر از جهت رشادتش، پس از مرگ اردشیر،
بتخت نشاندند و، براى اینکه از شهامت چیزى کم نداشته باشد، او را داریوش نامیدند (کتاب 10،
بند 3).
داریوش را دیودور چنین توصیف کرده (همانجا، بند 6): «ا وقتى بتخت نشست، که اسکندر پس
از فوت فلیپ پادشاه مقدونیه شده بود. تقدیر در مقابل اسکند رقیبى تراشید، که لایق بو در
جنگهاى عدید براى بدست آوردن تاج افتخار با
شخصى مانند اسکندر منازعه کند»، ولى تصور میرود، که دیودور براى بزرگ کردن اسکندر این
عبارت را نوشته، زیرا داریوش سوم،با اینکه حسن نیت داشتهو میخواسته امور مملکتى ر اصلاح
کند، شاهى نبوده، که براى اینموقع باریک ایران بتخت نشسته باشد. در جاى خود این نکته روشن
خواهد بود.جلوس داریوش را بتخت در 36 و فوتش را در 30 ق.م نوشتهاند.
سلطنت او، با اینکه بیش از شش سال دوام نیافت، پر است از وقایع مهم. با فوت او سلسله
هخامنشى منقرض شدو ایران، که در مدت بیش از دو قرن از حیث ترتیب تاریخى اول دولت
جهانى بود، و بقول یکى از مورخین جدید براى عالم دستور مینوشت، «1» بدست اسکندر مقدونى
و جانشینان او افتاد. براى فهم وقایع باید بدوا شمهاى از تاریخ مقدونی
دنبال کنیم.


دوشنبه 15 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران