خدای بزرگ است اهورامزدا
00:58   قتل آریاسپ و آرسان

اخس پس از قتل داریوش امیدوار گشت، که بمقصود خود خواهد رسید، بخصوص، که آتسسا
با او همراه بود، ولى دو مانع در پیش داشت: اولا اردشیر ا زن عقدى پسرى داشت آریاسپ نام،
که بعد از قتل داریوش بتخت سلطنت از همه نزدیکتر بود. علاوه بر اینکه او از اخس بزرگتر بود،
از جهت خلق خوشو حسیات ملایمى که داشت، پارسىها او را دوست میداشتند. مانع دیگر
آرسان، زاده یکى ا زنان غیرعقدى اردشیر، بود، که شاه او را بسیار دوست میداشت. اخس
مصمم شد، که هر دو مانع ر از پیش برداردو براى هلاك کردن آریاسپ اشخاصى ر از محارم
و نزدیکان شاه تحریک کرد، که همواره خبرهاى بد باو اده ذهنى او کند، که شاه از پسرش
ظنین استو تصور میکند، که او هم در کنکاش داریوش دست داشته.
این نوع خبرها بقدرى متواترا باو رسیدو چنان او را بگرفتار شدنو زجرهاى گوناگون تهدید
کردند، ت بالاخره آریاسپ ترجیح اد بدست خود کشته شده از شکنجهها و زجرهائى، که براى
او توصیف میکردند، برهد. با این تصمیم شربتى براى خود تهیه کرده آشامید و درگذشت. اردشیر
از فوت او در اندوهى عمیق فرو رفت و زار بر پسر خود گریست. گویند، جهت مرگ او را
فهمید، ولى بواسطه کهولت نتوانست امر بتحیقاتو کشف قضیه کندو بالنتیجه این واقعه را برو
نیاورده تمام محبت خود را به آرسان متوجه داشت و او را مورد اعتماد خود قرار اد. اخس، چون
دید، آرسان آخرین مانعى است، که در پیش دارد، بر اتلاف او نیز کمر بستو هارپات «3» پسر
 تیرىباذ را بر آن داشت، که او را بکشد. در نتیجه آرسان نیز بقتل رسیدو پس از آن اردشیر، که خیلى پیر بود، دیگر نتوانست تحمل این
فقدان را کند و بزودى درگذشت.


دوشنبه 15 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران