اردشیر در 424 ق.م درگذشت. (بعضى 425 ق.م نوشتهاند). این نخستین شاه هخامنشى بود، که
از بسط ایران بطرف مغرب صرفنظر کرد و بسخنان فراریهاى یوانى، که همیشه در دربار ایران بودند، وقعى ننهاد، چنانکه راجع به تمیستوکل هم همین رویه را داشت. در زمان اردشیر قبرس به
ایران برگشت و این واقعه بواسطه نزدیکى جزیره مزبور به فینقیهو مصر مهم بود. راجع بشخص
اردشیر باید گفت، که در داستانهاى ما او را شاهى رعیتپرور و ادگستر خواندهاند. از مورخین
یوانى دیودورسىسىلى گوید، که اردشیر در بدو سلطنت سیره خود را برخلاف سیره خشیارشا
قرار اد، خواست اصلاحاتى کندو بمطالب مردمو ایالات برسد. پلوتارك گوید: «از حیث رأفت
و جوانمردى او سرآمد شاهان پارس بود» (اردشیر باحافظه، بند 1). کرنلیوسنپوس او را مردى دلیر
دانسته (کتاب 1، بند 3). اردشیر میل داشته، که در جنگها شرکت کند، ولى بشکار، چنانکه
کتزیاس گوید، چندان رغبت نشان نمیداده، بلکه بیشتر مایل بوده، که اوقات خود را در میان زنان
غیرعقدى بگذراند.
مدت سلطنت اردشیر را دیودور سىسىلى (کتاب 1، بند 69) چهل سال دانسته، قانون بطلمیوس
41 و کتزیاس (پرسىکا، فصل 1» (43» چهلودو، ولى ظن قوى این است، که چهل سالو چند
ماه بوده.
اردشیر در بدو سلطنت در شوش میزیست، ولى بعد براى اقامت ابل ر اختیار کرد و بیشتر اوقات
خود را در این شهر میگذرانید. شاید بهمین جهۀ در میان زوجات او زنان ابلى زیاد بودند. زانش
نفوذى نسبت بوى نداشتند، ولى آمستریس «2» مادر اوو آمتیس «3» خواهرش خیلى متنفّذ بودند.
گاهى اردشیر در تحت نفوذ مادر درمیآمدو این زن هم در مواردى نفوذ خود را بخیرو صلاح
مملکت بکار نمیبرد. از این شاه آثارى نمانده، جز اینکه د روى سه گلدان اسم او را نوشتهاندو کتیبهاى هم در تختجمشید از او
کشف شده، که زبان ابلى استو در فصل کتیبهها در باب دوم این کتاب بیاید.
خانواده اردشیر، چنانکه از نوشتههاى مورخین یوانى استنباط مىشود، اینها بودند: زن عقدى یا
ملکه داماسپی نام داشت (کتزیاس قطعه، 30 ژیلمر) «1» که باید یوانى شده جماسپیه باشد. در میان
زنان اردشیر این زن متنفذ بودو اردشیر از این زن فقط یک پسر داشت، که خشیارشا مىنامیدند.
ا زنان غیرعقدى نیز اولادى داشت، که عدهشان به 17 میرسید. از این عده آنهائى، که اسمشان در
تاریخ مانده «2» این چند نفرند: 1- سغدیانس «3» یا سکودیانس «4» ا زن ابلى آلوگونه «5» نام.
2- اخس «6» از کسمارتىدین «7» که نیز ابلى بوده. 3- بغپائوس «8» و پروساتس «9» ا زن ابلى
آندیا یا آندریا «10» نام. 4- آرسىتس ا زنى، که اسمش معلوم نیست و نیز ابلى بود.
بىمناسبت نیست گفته شود، که تصور میکند، اخس یوانى شده وهوك است و، چنانکه
گذشت، این اسم را داریوش اول در کتیبه بیستون بزرگ ذکر کرده (پدر اردومنش، صفحه 534).
راجع به پروساتس باید در نظر داشت، که این اسم را هم یوانى شده پروشات یا پروشاتّو مىدانند
و شاید بپارسى قدیم بمعنى پرشاد بوده (مدرك لوحه ابلى است- راجرس، یک تاریخ ایران
قدیم).
سترابون اسم این زن را، که در زمان دو شاه (داریوش دومو اردشیر دوم) آنقدر در دربار نفوذ
داشت، فارسیریس «1» نوشته، ولى پلوتارك اسم اولى را ذکر کرده.
نظر باینکه کتزیاس همین زن را، که بعدها ملکه گردید، دیده بود و اسم او را پروساتس نوشته
شکّى نیست، که نوشته سترابون را نمىتوان صحیح دانست. راجع ببرادرانو خواهران اردشیر باید
گفت، که برادران او اینها بودند: داریوش، ویشتاسپ، تیترستس «12»، آرتاریوس «13» و
خواهران او اینها: آمتیس «14» (بقول کتزیاس) و ردگونه «15» (یوستى، نامهاى ایرانى، صفحه
.(39 -398






.jpg)
