خدای بزرگ است اهورامزدا
00:22   غارت اردوى ایران

چون شب درسید، مقدونیها دست از تعقیب دشمن برداشته بخیال غارت اردوى ایران و
مخصوصا خیمهو بارگاه داریوش افتادند، زیرا میدانستند، که اشیاء نفیسه در آن زیاد است. در
نتیجه غارت، طلا و نقره زیادو لباسهاى گوناگون فاخر از خزانه شاه بیرون کشیدندو از خیمههاى
اقرباو سردران داریوش نیز غنائم بسیا ربودند. چون زنان حرم و زنان اقرباى شاه اسباب تجملى
زیادبا خود بدینجا آورده بودند، غنائم بقدرى زیادو سنگین بود، که مقدونىها نمىتوانستند آنرا
حمل کندو اشیاء را خوب و بد کرده اسباب گرانبها را برداشته باقى را دور میانداختند. وقتى که
مقدونىها داخل خیمههاى حرم شدند، ضجهو شیون زنها را حدى نبود. اکثر آنها از خیمهها بیرون دویده بندبهو زارى پرداختندو مقدونیها لباسهاى آنان ر از تن آنها کنده زینتهایشان را ربودند،
چنانکه براى این زنان لباسى جز پیراهن یا ارخالقى نماند. دیودور گوید: «زنانبا دست لرزان
زینتهاى خود را کنده با موهاى ژولیده میدویدند و از رفقاى خود، که مانند آنان بیچاره بودند، کمک میطلبیدند. بعض
سربازان مقدونى گیسوان آنها را گرفته مىکشیدند، برخى لباسهاى آنها را پاره کرده دست خود را
بتن برهنه آنها میسودندو با چوب نیزههایشان آنها را میزدند. اقبال بآنها اجازه اده بود توهین کند
تمام چیزهائى را، که نزد پارسیها آنقدر محترم و باعث نام است. مقدونىهائى، که خشونتشان
کمتر بود، بحال زانى، که از چنان بلندى باین پستى افتاده بودند، رقّت مىآوردند. این زنان نهایتى
براى احوال فلاکتبار خود، بجز اسارتى شرمآور، که آنها ر از هر چیز گرامىو عزیز محروم
میداشت، نمیدیدند. احوال رقّتآور مادر، زنو دختر داریوش و پسر نوجوان او چشمان ناظرین را
پر از اشک میساخت (پسر داریوش در این زمان 6 ساله بودهو دخترهاى او تازه بحد بلوغ رسیده
بودند).
رخت ربستن اقبالو عظمت ادبار ناگهانى هر بینده را غرق اندوه میداشت. این بیچارهها
نمیدانستند، که داریوش زنده است یا مانند آن سپاهیان دیگر کشته شده و، وقتى که میدیدند،
مقدونىها چنان رفتار سبعانهبا اسراى خود مىکند، مىپنداشتند، که تمام آسی باسارت افتاده.
اینها چه میتوانستند بگویند بزانى، که زوجات ولات بودندو بزانو درآمده کمک میطلبیدند، زیرا
اینها هم مانند آنان بیچارهو بیکس بودند (کتاب 17، بند 36 -35).مقدونىها هرچه در اردوى ایران بود غارت کردند، فقط خیمه و بارگاه داریوش مصون ماند، زیرا
رسم چنین بود، که فاتح در خیمه مغلوب منزل کند.
بنابراین خدمه اسکندر در انتظار بازگشت او از تعقیب داریوش، خیمه شاه را ضبطو حمامى براى
او تهیه کردند، میزها را چیدندو مشعلها ر افروختند، زیر اسکندر میخواست همان اسباب و
تجملاتى، که براى داریوش تدارك میشد، براى او هم تهیه شودو آن را بفال نیک براى تسخیر
آسیا میگرفت. بنابراین، کسانیکه در لباسهاى فاخر زینت بارگاه داریوش بودند، حالا میبایست به
اسکندر خدمت کند، چنانکه بآقاى سابق خود خدمت میکردند.
این بود شرح جنگ ایسوس، که اگر از بعض کفیات آن صرفنظر کنیم موافق نوشتههاى تمام
مورخین یوانى است. اما در باب تلفات این جنگ لازم است گفته شود، که دیودور آنر از طرف
ایرانیان صدهزار پیاده و لااقل دههزار سوار نوشتهو از طرف مقدونىها سیصد پیاده و یکصد و
پنجاه سوار. پلوتارك در باب عده تلفات ایرانىهبا مورخ مذکور موافق است، ولى در باب
تلفات مقدونىها سکوت اختیار کرده.
گوید، که مقدونىها پانصد نفر مجروح داشتندو مقتولین آنها از پیادهنظام بعده 32 و از سوارهنظام
150 نفر بودند. آریان، چنانکه گذشت، عده مقتولین فالانژ مقدونى را بیشتر دانسته. ژوستن تلفات
ایرانیها را شصتو یکهزار پیادهو دههزار سوارو مقتولین طرف را یکصد و سى پیاده و صد و
پنجاه سوار قلمداد کرده (کتاب 1، بند 9). اما اگر نوشتههاى همان مورخین و مورخین دیگر را
در باب سختى جنگ و امتداد آن در نظر گیریم، میبنیم، که تلفات مقدونىها با توصیفى، که آنها
ا زیادى کشتگان طرفین میکند، وفق نمیدهد. ممکن است، که زیادى تلفات ایرانیها از فرار و
ماندن در زیر پاى فراریانو سم ستوران بوده باشد، ولى،با وجود این تلفات مقدونىها هم
نمیبایست چنین کم باشد.


جمعه 26 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران