خدای بزرگ است اهورامزدا
02:58   عبور اسکندر از هلّسپونت

اسکندر، پس از اینکه تدارکات خود را براى سفر جنگى به آسیا تکمیل کرد، آنتىپاتر مقدونى را
با دوازدههزار نفر پیادهو هزار و پانصد سوار در مقدونیه گذاشت، تا امور آن مملکت را در غیاب
او داره کندو همواره سپاهیان جدید گرفته بکمکش بفرستد.
بعد راضى و املاك زیاد بین دوستان خود تقسیم کرد. در اینموقع، چنانکه نوشتهاند، به
پردیکّاس مقدونى هم قسمتى رسیدو او از اسکندر پرسید، براى خودت چه باقى گذاشتهاى؟
اسکندر جواب اد: «امید را». سردار مزبور گفت چون ما هم در تحت لواى تو جنگ خواهیم
کرد، همان را براى خود نگاه میداریم (پلوتارك اسکندر، بند 19)، ولى اشخاص کمى از
پردیکّاس پیروى کردند و بعضى بقدرى طماع بودند، که از اسکندر پرسیدند، خزانهاش در
کجاست و اسکندر جواب اد: «نز دوستانم». اسکندر میخواست بگوید، که من تمام هستىو
درائى خود را بمعرض بختآزمائى گذاشتهام. هرگاه فاتح شدم، که این خزانه در مقابل خزانه
دیگران چیزى نیست و، اگر مغلوب- که هر دو را باخته، ولى خدمتگذرانى صادق و باوفا براى
خود ذخیره کردهام، ولى حیقت مطلب این است، کهبا ادن راضىو املاك باینو آن اسکندر
میخواست در غیاب خود از وضع ثابتى در مقدونیه مطمئن باشد و ضررى هم بخود نمیزد، زیرا
عایدات این راضى و املاك پس از مدتها وصول شدنى بود. اما نقود ر اسکندر براى مصارف
جنگ با خود حمل کرد. پس از فوت فلیپ ذخیره نقدى خزانه مقدونى بگفته مورخین یوانى
عبارت بود از شصت تالان «1» مسکوکات نقرهو چند جام طلاو نقره، و حال آنکه قرض پادشاه
مذکور بپانصد تالان بالغ میگشت. فقر خزانه از این جهت بود، که فلیپ هرقدر عایدات دولت را
از محصول معادن طلاو غیره زیاد میکرد، تمما بخرج قشونکشیهاى پىدرپى او میرسید. خود
اسکندر هم پس از فوت پدر هشتصد تالان قرض کرد و، وقتیکه بطرف ایران رهسپار میشد، ده
 یک این مبلغ را نداشت. پلوتارك از قول انسکریت «2» گوید، که اسکندر دویست تالان براى قشونکشى بایران قرض کرده بود.
اسکندر از مقدونیه رهسپار گشته سواحل دریا را متابعت کرد، تا دور از بحریه خود نباشد. بحریه
او قوى نبود، زیرا مقدونیه دولت دریائى بشمار نمیرفتو بر دریاها تسلّطى نداشت. وقتى هم که از
یوانىها کشتى میخواست،با اکراهو کم میدادند، زیرا میترسیدند، که مقدونىها کشتیهاى آنها را
بر ضد خود آنها بکار برند. بحریه اسکندر از دریاچه سرسىنیت «1» گذشته برود ستریمون «2»
درآمدو از آن سرازیر شده به آمفىپولیس «3» رسید، بعد راه خود را طى کرده به مارونه «4» وارد
شد. از اینجا اسکندر حرکت کردهو از هبر «5» گذشته به پهتیک، که ولایتى از تراکیه بود،
بوغار هلّسپونت واقعو انتهاى قاره اروپا از آنطرف بود، وارد شد (آریان، کتاب 1، فصل 3- درآمد و بعد، از رود ملانه «6» گذشته روز بیستم حرکت از مقدونیه به سستس «7»، که در کنار
کنتکورث، کتاب 2، بند 3). اگر چه بالاتر، بمناسبت قشونکشى خشیارشا بیونانو موار دیگر،
کرار از جغرافیاى این حدود ذکرى شده، باز براى اینکه محلهاى مزبور خوب در نظر باشد،
توضیح میدهیم: اروپا ر از آسیا دو بوغازو یک دریا جدا میکند: بوغاز بوسفور تراکیه (بوسفور
کنونى)و هلّسپونت (داردانل)، در میان دو بوغاز مذکور دریاى مرمره است، که یوانىها آنرا
پروپونتید «8» مینامیدندو در سواحل آن بىتىنیه «9» و پنت «10» واقع بودند. پائینتر از بىتىنیه
بطرف درون قاره، میسیه، فریگیه، لیدیهو بعد کاریه ولایات دیگر امتداد میافتندو حاصلخیزى
این ولایاتو ثروت اهالى این سرزمینها معروف بود. همینکه اسکندر به سستس رسید، بیشتر
قشون خود را بفرماندهى پارمنین به آبیدوس، که در مقابل سستس، در قاره آسیا واقع بود،
فرستاد. و براى اینکار 160 کشتى جنگىو عده زیادى از کشتیهاى حملونقل بکا رفت. خود
 اسکندر با بقیه سپاهیانش به الانت، کهبا داستانهاى یوانى راجع بجنگ تروآ ارتباطى دارد، رفته در سر قبر پروتزیلاس «1» قربانى کرد، بعد با
سپاهش بپنجاه کشتى دراز نشسته بطرف آسیا روانه شد و، وقتى که در بندر آخیانى «2» پیاده شد،
گفت: «بفضل خدایان من آسیا را بوسیله جنگى، که حق استو مقدس، تصرّف میکنم». جهت
اینکه بحریه ایران در اینموقع بیکار ماندهو با بحریه ضعیف مقدونى مصاف نداده، معلوم نیست، و
حال آنکه کنتکورث گوید، که بحریه ایران قوىترو ملّاحان آن کارآزمودهتر بودند. از آنجا
اسکندر بدشت ایلیون «3» قدیم درآمد، بسر قبر آشیل «4»، پهلوان داستانى یوانیها در جنگ
تروآ، تاج گلى گذاشتو برهنه با دوستانش دور این قبر دوید.


هفستیون «5» سردار اسکندر همینکا را در سر قبر (پاتروکل) «6» دوست داستانى آشیل کرد،
یعنى خواست نشان دهد، که او نسبت به اسکندر همان مقام را دارد، که پاتروکل نسبت به آشیل
داشت (باید بخاطر آورد، که اسکندر آشیل را یکى از نیاکان خود میدانست). بعد اسکندر بسر
قبور سایر پهلوانان داستانى جنگ تروآ رفته بقبر پرىیام پادشاه ایلیون رسید و در آنجا قربانى کرد. پس از آن بمعبد مىنرو ربۀ النّوع یوانى درآمد. در اینجا کاهن اسکندر بمعبد رفتهو
برگشته به اسکندر مژده اد، که فتحى در فریگیه خواهد کرد و سردار بزرگى از دشمن کشته
خواهد شد، زیرا در مدخل معبد دیده، که مجسمه آرىبرزن والى سابق ایران در فریگیه بزمین
افتاده. اسکندر از این پیشگوئى شاد شدو باز قربانى کرد، بعد اسلحه خود را در آنجا گذاشت و
اسلحهاى را، که میگفتند از زمان جنگ تروآ در آنجا حفظ شده است، برداشت (این اسلحه را
در جنگ گرانیک، که شرح آن بیاید، استعمال کرد). در باب جنگ تروآ بالاتر از قول
هرودوت ذکرى شده (صفحه 659). مقصود اسکندر ا زیارت قبور پهلوانان داستانى یونان و
قربانىهاو غیره این بود، که براى تحریک حسیات ملّى یوانىها این فکر را در مغز آنان بپروراند:
چنانکه جنگ مزبور براى رفع توهینى بود، که آسیا بیونان کرده بود، این جنگ هم در دومین مرتبه همان معنى را دارد و براى کشیدن انتقام توهینى است،
که ایرانیان بیونان کردهاند. پس از آن اسکندر بدشت آریسپه «1»، یعنى معسکر قشون مقدونى،
که در تحت فرماندهى پارمنین بود، رفتو از آنجا حرکت کردهو از رود پراکتوس «2» گذشته
وارد کلون «3»، که در وسط راضى لامپساك بود، گردید. مردمانى، که در سر راه اسکندر
بودند، چنانکه معمول این نوع مواقع است، براى محفوظ ماندن جانو مالشان تسلیم میشدند، یا نمایندگانى فرستاده اظهار انقیاد میکردند. بعد اسکندر بودند، چنانکه معمول این نوع مواقع است،
براى محفوظ ماندن جان و مالشان تسلیم میشدند، یا نمایندگانى فرستاده اظهار انقیاد میکردند. بعد
اسکندر قشون خود را سان دید. عده نفرات را مورخین عهد قدیم چنین نوشتهاند: پیادهنظام
ترکیب یافته بود از 12 هزار نفر مقدونى، هفتهزار نفر از متّحدین مقدونىو پنجهزار سپاهى اجیر.
تمام این عده را پارمنین فرمان میداد. باین سپاه پنجهزار نفر از اهالى ادریز «4»، ترىبالّ «5»،
ایلّیریهو هزار تیرانداز از آگریانیان «6» علاوه شده بود. بنابراین، عده تمام پیادهنظام بسىهزار نفر
میرسید. سوارهنظام مرکّب بود از هزار و پانصد سوار در تحت فرماندهى فیلوتاس «7» پسر
پارمنینو هزارو پانصد نفر از تسالىها در تحت امر کلّاس «8» پسر هارپالوس «9» و 60 سوار
یوانى در تحت فرماندهى اریگیوس «10» و نهصد نفر تراکى و پهاونیانى در تحت امر کاساندر
.«1»
بنابراین عده سوارهنظام به 450 نفر میرسید (دیودور، کتاب 17، بند 17- آریان، کتاب 1، فصل
3- کنتکورث، کتاب 2، بند 3).

دوشنبه 15 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران