صفات او از کارهایش هوید است. او را میتوان تشبیه کرد بکسى، که خانهاى باو رسیده است و
این خانه پىهایش درفته، از هرطرف شکافهائى برداشته در شرف فروریختن است و آنکس
پىهاى درفته را بسته، شکافها را گرفتهو خانه را براى چندى پاینده و استوار داشته. اگر
شقاوتهاى مذکو را، چنانکه مورخین یوانى شرح ادهاند، مرتکب نشده بود، هر آینه لایق آن
بود، که شاه بزرگش خوانند، ولى کارهاى بىرویه اردشیر در صیداو مصرو خونریزىهایش در
خانواده هخامنشى او را در نظر مورخین جدید با پادشاهان آسور مساوى میدارد. باوجود این نلدکه
گوید:
«بعد از داریوش اول، او از دودمان هخامنشى یگانه شاهى بود، که از قشونکشیهاى بزرگ با
بهرهمندى بیرون آمد. بنظر ما فوت او در این موقع باریک براى پارس فقدانى بزرگ بشمار میآید»
(تتبعات تاریخى الخ، صفحه 123).






