خدای بزرگ است اهورامزدا
02:27   سیاست کوروش، خاتمه جنگ پلوپونس

 

با ورود کوروش سیاست ایران نسبت بیونان در مرحله جدیدى داخل شد. او برعکس تیسافرن
مطالب خود را واضح گفت و سیاست خود ر از بدو ورود روشن کرد.
 توضیح آنکه پس از ورود بآسیاى صغیربا امیر البحر اسپارت موسوم به لیزاندر که شخصى مجرّب و بىطمع و سردارى لایق بود، روابط گرمى یافت و بسیار او را نواخت، امیر البحر از
تیسافرن شکوه کردو کوروش او را مطمئن ساخت، که منبعد جیرهو آذوقه بحریه اسپارت را
مرتبا خواهد رسانید. بعد گفت: «الآن من پانصد تالان «1» دارم، پس از آنکه این مبلغ تمام شد،
عایدات دیگر در اختیار من است و، اگر لازم باشد، تخت زرین خود را هم فروخته بمخارج این جنگ مىرسانم. آتن باید خراب شود». اسپارتیها از این اظهارات کوروش خوشنود شده خواستند،
که جیره سپاهیان روزى یک درهم باشد. کوروش جواب اد، که چون در قراراد روزى نیم
درهم معین شده، بیش از آن نمیتوانم بدهم، ولى بعد که کوروش در سر سفره بسلامتى امیر البحر
باده نوشیده باو گفت، اگر خواهشى دارى بکن، امیر البحر جواب اد: «نیم درهم دیگر براى هر
یک سپاهى». این اصرار امیر البحرو اینکه از براى سپاهیان خود کوشش میکرد، کوروش را
خوش آمدو خواهش او را پذیرفت. پس از آن بقیاى جیره سپاهیان اسپارتى و حقوق یک ماهه
آنها را پرداختند و اسپارتىها مشغول تدارکات جنگى گردیدند. از طرف دیگر در آتن دسته
ملیون قوت گرفتو آلسبیاد، که اکنونبا ملیون بود، خواست انتقامى از تیسافرن بکشد. این بود،
که بساحل کاریه درآمده خراجو عوارضى از اهالى آن بمقدار صد تالان گرفتو بعد بآتن رفت.
از وقتى که او ر از آتن اخراج کرده بودند، این شهر را ندیده بود. در آتن او نوید میداد، که
سفراى آتن در دربار ایران نتیجه خواهند گرفت و نمیدانست، که آنها در کپادوکیه ماندهاند.
پس از چندى، که آلسبیاد بجزیره سامس رفتو در آنجا از قضیه مطلع شده فهمید، که مذاکرات
آتنبا دربار ایران بجائى نخواهد رسید. بر اثر این خبر توسط تیسافرن به کوروش پیغام اد، که
صلاح او نیست همراهى با یکى از طرفین کندو باید بگذارد آتنىهاو اسپارتىها یکدیگر را
بخورند. تیسافرن از این پیغام، که موافق ذوقو سلیقه او بودو خودش مدتها این سیاست ر اعمال
 میکرد، خوشنود شد، ولى کوروش با نفرت این پیشنهاد را رد کرد. وقتى که این خبر در سامس
بآتنىها رسید، چنانکه کزنفون گوید، عدهاى از ملّاحان کشتىها فرار کردند.
آلسبیاد براى اینکه سپاهیان خود را مشغول کند به کوم «1»، که مطیع آتن بود، رفتو آنرا غارت
کرد، ولى اهالى او را تعقیب کردندو اموال غارتى را پس گرفتند.پس از آن نایب او از اسپارتىها در افس شکست خوردو کشته شدو پانزده کشتى آتنى بدست
اسپارتیها افتاد. بر اثر این احوال باز آتنىهبا او بددل شدندو سپاهیان آلسبیاد او را متهم کردند،
که عیاش استو در فکر کارش نیست. پس از آن گفتند، که اوبا فرنباذ در مذاکره است، که
بحریه آتن را باو تسلیم کند. آتنیها بر اثر این اخبار او را معزول کردند و او پس از آن به
خرسونس رفته در جاهاى محکمى که براى خود ساخته بود، تا آخر جنگ بماند، زیرا فهمید، که
زمان او سپرى شده است. بعدها فرنباذ او را براى خوشآمد لیزاندر بقتل رسانید.
احوال بحریه اسپارت چنان بود، که ذکر شد، ولى در این احوال دولت اسپارت لیزاند ر احضار
و بجاى او امیر البحر دیگرى معین کرد. کوروش ر این عزل و نصب خوش نیامدو بدین سبب
کاللیکراتید «2» امیر البحر جدید را نپذیرفت و حقوق سپاهیان را نداد. در این موقع باریک امیر
البحر باهالى مىلتو جزائر رجوع کرده، بهر زبانى که بود، پولى از آنها گرفت و پس از آن
بطرف جزائر حرکت کرده پیشرفتهائى حاصل کردو بالاخره بامیر البحر آتنى، که كنن نام
داشت، برخورد چون عده سفاین اسپارتىها 140 و عده کشتىهاى آتنى هفتاد بود امیر البحر آتن
از جنگ احتراز کرده ببندر مىتىلن درآمدو در اینجا شکستى فاحش خورد.
اسپارتیها سى کشتى گرفتهو مابقى را در بندر محاصره کردند. امیر البحر خبر شکست خود را
بآتن رسانیدو در آنجا جد حیرتانگیزى بروز اده فورا یکصدو پنجاه کشتى بکمک او
فرستادند. بعد امیر البحر اسپارت در آرگىنوز «3» شکست خورده کشته شد (406 ق. م)و دولت
اسپارت باز لیزاند ر امیر البحر کرد، چه کوروش دیگرى را نمىپذیرفت. با ورود لیزاندر اوضاع
تغیر کرد. جیرهو آذوقه فروان رسید، شهرهاى ینیانى کمک کردند و از همه بیشتر کوروش
 مساعدت کرد.

 


در این احوال کوروش بدربار احضار شد. جهت آن ظاهر این بود، که داریوش، چون نزدیکى
مرگ ر احساس کرد، خواست او را، که کوچکترین پسرش بود، ببیند، ولى چنین بنظر میآید، که
این احضار باطنا جهت دیگر داشت، توضیح آنکه کوروش از بدو ورود بآسیاى صغیر براى
محکم کردن مقام خود حالاو مآلا چنین تشخیص اد، که قشونى در تحت تعلیم صاحبمنصبان
یوانى ترتیب دهد. با این مقصود لازم دانست بیونان نزدیک شود و در میان دول یوانى توجه
خود را باسپارت متوجه داشت، زیرا چنین تشخیص اده بود، که طرز حکومت اسپارتو اوضاع
آن دولتبا مقاصد او بهتر از اوضاع آتن، که دولت دریائى است، موافقت میکند. این بود، که
برخلاف رویه تیسافرن سیاست خود را روشنو کمکهاى زیاد به اسپارت کرد. تیسافرن از
خیالات او مطلع شده دربا را آگاه ساختو داریوش او را براى ادن توضیحاتى احضار کرد.
شاید در احضار او پروشات هم براى اجراى مقاصد خو دست داشته، چنانکه پائینتر جهت این
حدس روشن خواهد بود. بهرحال کوروش لیزاند را بسارد خواسته باو گفت: «من میرومو خزانه
را با اموال شخصىو هرچه دارم بتو میسپارم. جنگ را بآخر برسانو هر آنچه براى فتح لازم است
از خزانه بردار» پس از آن او را بسمت أمور ایران براى جنگ با
آتن معین کرده بملاقات پدر شتافت. بعد از چندى یک جنگ دریائى بین اسپارتیهاو آتنیها
درگرفت، که در تاریخ موسوم بجنگ اگس پتامس «1» میباشد (این محل در بالاى سستس
واقع بود) در این جنگ آتنىها شکستى فاحش خوردند:
از 180 کشتى آتن فقط 12 سفینه فرار کردو تمام سردران آتن، باستثناى كنن که فرار کرده
بجزیره قبرس پناه برد، گرفتار شدند. پس از آن امیر البحر اسپارت سامس را گرفته مردم آنجا را مجبور کرد بآتن فرار کند،با این نقشه که سکنه آتن زیاد شودو آذوقه نداشته باشند، چه امیر
البحر راه حمل آذوقه را به آتن از طرف دریاى سیاه بریده بود.

یکشنبه 14 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران