به گفته یونانی ها که هردوت از آن ها شنیده و ضبط کرده:
پس از اینکه پل ها ساخته شد، بادى برخاست و پلها را خراب کرد. وقتى که این خبر به خشیارشا رسید، در خشم شده حکم کرد سر مهندسین را ببرند و دریا را تنبیه کنند بدین ترتیب، که سیصد اى » : شلّاق بآن بزنند. شنیدهام، که فرستادگان مأمور بودند در حین اجراى مجازات چنین گویند آب تلخ این مجازاتى است، که شاه براى تو مقرّر داشته، از این جهت، که تو بد کردى، و حال آنکه بدى از هیچکس ندیده بودى. خشیارشا از تو عبور خواهد کرد، چه بخواهى و چه نخواهى. برحسب امر شاه دو .« حقّ است که کسى تو، آب شور و کثیف را، نستاید و قربانى براى تو نکند زنجیر در آب افکندند (این حکایت از افسانه هائى است، که هرودوت از یونانیها شنیده و ضبط کرده، چنانکه در نوشته هاى دیگر او هم از اینگونه افسانه ها زیاد است و هرکدام در جاى خود ذکر شده و نیز بیاید.
هومبر مدرس مدرسه کن دورسه که نه کتاب هرودوت را بزبان فرانسه ، ترجمه کرده،
در این مورد چنین گوید: صفاتى، که یونانی ها به خشیارشا نسبت دادهاند، اغراق آمیز است. من یقین دارم، که این نسبت هاى غریب و عجیب از جهت کینه اى است، که یونانی ها باین شاه از قشونکشى او به یونان میورزیدند اگر تاریخ ایران را خود ایرانى ها نوشته بودند، ما میتوانستیم حقیقت را از پس پرده اینگونه اخبار مجعول بدانیم. م.).
معماران دیگر مأمور ساختن پل شدند و کارهاى آنها چنین بود: کشتى هاى پنجاه پاروئى و ترىرم را بهم اتصال دادند، از یکطرف 360 کشتى بود بسمت دریاى سیاه و از طرف دیگر 314 کشتی بسمت هلّس پونت(بوغازداردانل). این کشتی ها در مقابل جریان آب مقاومت میکردند. از سفاین لنگرهاى بزرگ و وزین انداخته بودند، تا در مقابل بادهائى، که از دریاى سیاه میوزید، بایستند و نیز با کشتى هائى، که بطرف مغرب و بحر الجزائر بود، چنین کرده بودند، تا در مقابل بادهاى جنوبى و جنوب شرقى مقاومت کنند. در سه جاى این پل معبرى بین کشتی هاى پنجاه پاروئى قرار داده بودند، تا کشتیهاى کوچک بتوانند عبور کرده داخل دریاى سیاه گردند و از آن خارج شوند. وقتی که این کارها انجام شد، طناب ها را با ماشین هاى چوبى، که در خشکى بود، کشیدند و این دفعه طناب هائى، که استعمال کرده بودند برخلاف دفعه اول ساده نبود، بل طناب هاى کتان را دوبدو و طناب هائى را، که از پوست درخت بیبلوس ساخته بودند، چهار بچهار تاب داده بودند. طنابهاى آخرى ظریف و داراى یک پهنا بود، ولى طناب هاى کتان خیلى ضخیم مىنمود و یک آرش آن یک تالان وزن داشت (یعنى تقریبا 9 من). همینکه پل حاضر شد، چوب هاى بزرگى موافق عرض پل بریده یکى را پهلوى دیگرى روى طناب ها نهادند. بعد روى این چوبها را با تخته، بى اینکه درزى پیدا شود، فرش کردند و، چون این کار هم انجام
شد، بر این تخته ها خاك ریخته پل را صاف و هموار داشتند. بعد، از دو طرف پل نرده هائى کشیدند، تا اسب ها و مالبنه از دیدن دریا نترسند و رم نکنند.






.jpg)
