خدای بزرگ است اهورامزدا
03:56   رفتار اردشیر پس از جنگ

پس از ذکر وقایع جنگ کونّاکسا مقتضى بود، بلافاصله بشرح احوال قسمت یوانى کوروش
کوچک پرداخته از عقبنشینى آن سخن رانیم، ولى براى نمودن اوضاع ایران آن روز بىمناسبت
نیست، که قبلا حکیاتى را، که مورخین یوانى راجع برفتار اردشیر، پروشات و غیره بعد از جنگ
ضبط کردهاند، ذکر کنیم.
پلوتارك گوید (اردشیر، بند 19 -15): اردشیر پس از جنگ هدایاى عالى براى
پسران ارتهگرس که بدست کوروش کشته شده بود، فرستاد، پاداشى خوب به کتزیاسو سایر
همراهان خود اد و شخصى ر از اهل کن «1»، که آب براى اردشیر اده بود، چندان بنواخت و
دربارهاش عطاها کرد، که او از گمنامى بیرون آمده غنىو مردى مقتدر شد. اردشیر در تنبیه
مقصرین راه اعتدال را پیمود، مثلا رفتار ارباس مادى را، که از قشون اردشیر بطرف کوروش فرار
کردهو پس از کشته شدن او مجددا بقشون اردشیر برگشته بود، اردشیر حمل بر خیانت نکرد و
گفت، این شخص ترسو است، بعد براى مجازات فرمود، که این مادى یک زن فاحشه را برهنه
کرده بر دوشهاى خود بنشاندو با این وضع تمام روز ر از صبح تا شب در میدانهاى شهرو معابر عام بگرد. درباره شخصى دیگر، که نیز فرار کرده بودو پس از جنگ بخود بالیده مىگفت دو
نفر از دشمنان را کشته، اردشیر حکم کرد، با درفش سه دفعه زبانش را سوراخ کند. شخص
کاریانى، که زیر زانوى کوروش را بریده بود، نیز از شاه انعامى خواست و او انعامى فرستاده سپرد
باو بگویند: «شاه این انعام را بتو میدهد در زاى اینکه تو دوم کسى بودى، که مژده براى من
آوردى، زیر ارتهسیراس اول شخصى بود، که مژده مردن کوروش را آوردو تو بعد از او آمدى».
این شخص، پس از آنکه طرف توجه شد، پنداشت پاداشى، که شاه بعنوان آوردن مژده اده،
کافى نیستو بناى بدحرفى را گذاشته روزى در حضور شاه گفت، کسى بجز من کوروش را
نکشته. شاه در خشم شده امر کرد سرش ر از بدن جدا کند. پروشات، که حاضر بود، گفت «آقا،
این شخص حقیر کاریانى را با چنین مرگ ملایم نمیکشند. او را بمن واگذار، تا پاداش صحیحى
در زاى کارى، که از آن بخود میبالد، در کنارش نهم». اردشیر گفت او را به پروشات تسلیم کند
و این زن جلّادان را خواسته سپرد، که او را در مدت ده رو زجر دهند، بعد زبانش را بکشندو فلزّ
داغ چندان در گوشهایش بریزند، تا هلاك شود، (ملکه قسى القلب خواسته بدین بهانه از قاتل پسر
خود انتقام بکشدو بشاه هم منّت بگذارد، که در زاى جسارت او چنین مجازاتى باو اده. م).چون اردشیر یقین داشت، که کوروش بدست او کشته شدهو میخواست، تمام مردم همچنین دانند
و گویند، براى مهراد، که ضربت اولى را به کوروش وارد کرده بود، هدایائى فرستاد و به حاملین
آن گفت: «به مهراد بگوئید، این هدایا در زاى جل اسب کوروش است، که براى من آوردهاى».
وقتى، که هدایاى شاهى رابا پیغامى، که اردشیر اده بود، به مهراد رسانیدند، او بسیار اندوهناك
شد، ولى شکوه نکردو چندى بعد بواسطه بىاحتیاطى خود بهلاکت رسید. توضیح آنکه، روزى
براى صرف غذا بخانهاى دعوت شدو خواجههاى شاهو ملکه مادر شاه هم در آنجا مدعو بودند.
مهراد لباسى را، که شاه باو اده بود، پوشید و جواهرات اعطائى ر استعمال کرد. وقتى که در پیان صرف غذا میگسارى شروع شد، یکى از مقرّبترین خواجههاى پروشات خطاب به مهراد
کرده گفت: وه، چه لباس خوبى شاه بتو اده، چه یارهها، چه طوقها و چه قمهاى. کسى نیست،
کهبا حیرت بتو ننگرد و بتو رشگ نبرد. مهراد، که از ابخره شراب مست بود، جواب اد:
سپار اسیکس مهربان، در مقابل پاداشى، که روز جنگ من لیاقت آنرا یافتم


این هدایا چهقدر قیمت دارد؟ خواجه گفت: مهراد، من رشگ بتو نمیبرم، ولى چون بمثل
معروف یوانى حیقت در شراب است، این کار بزرگ، که تو انجام ادهاى، آیا جز این است،
که جل اسبى را براى شاه آوردهاى؟ وقتى که خواجه چنین میگفت، بر حیقت امر آگاه بود، ولى
چون سبکمغزى مهراد را میدانست، میخواست او را در این موقع، که قادر بحفظ زبان خود
نبود، بحرف بیاورد. مهراد جواب اد: شما در باب جل اسب یا چیزهاى بىمعنى دیگر هرچه
مىخواهید بگوئید، ولى من اعلام میکنم، که کوروش از این دست هلاك شدو بدست خود
اشاره کرد. من مانند ارتهگرس ضربتى، که بیهوده یا بىاثر باشد، وارد نکردم، من بشیقه او
نزدیک چشمش زدم و، چون سرش را شکافتم، او بزمین افتادو از این زخم درگذشت. مدعوین،
چون این حرف مهراد را شنیدند، دانستند، چه عاقبتى در پیش دارد و چشمانشانرا بزیر افکندند.
در اینحال میزبان چنین گفت: مهراد، بهتر است بخوریم، بیاشامیم، دها (ژنى) شاه را تصدیق
کنیمو این سخنان را، که گفتن آن بما نمیرسد، بیک سو نهیم. پس از آن خواجه، همین که از سر
میز برخاست، نزد پروشات رفته گفتههاى مهراد را باو رسانیدو ملکه آنرا بشاه گفت. اردشیر در
خشم شد، چه میخواست، که تمام مردم غیریوانى و یوانى یقین داشته باشند، که او درگیرو دار
زخمى از ضربت کوروش برداشت، ولى در زاى آن ضربتى به برادرش زد، که او از آن
درگذشت. بنابراین بر اثر خشم، مهراد را بمرگى که پر ا زجرو عذاب بود محکوم کرد و
مهردا در مدت 17 روز جان کند تا بمرد (پلوتارك کفیات مرگ مهراد را نوشته، ولى چون
عملیات جلّاد نفرتانگیز است، از شرح آن قلم بازداشتیم. م). پروشات پس از اینکه انتقام خود را
از شخص کاریانىو مهراد کشید، به مسبات خواجه، که سر و دست کوروش را بریده بود، پرداخت، ولى چون این خواجه بهانهاى بدست ملکه نمیداد، بالاخره او بدین وسیله متشبث شد.
پروشات بازى طاس را خوب میدانستو قبل از جنگ با
شاه بازى میکرد. بعد از جنگ هم، پس از اینکه باز طرف عنایتو توجه شاه شد، هموارهبا شاه
ببازى مشغول بود، معاشقه خود را با دیگران از او پنهان نمیکرد و حتّى او را در این راه بکار میبرد.
پروشات هیچگاه از شاه جدا نمیشدو بنا براین استاتیرا بزحمت میتوانست شاه را ببیند وبا او
صحبت کند. جهت چنین رفتار پروشات از اینجا بود، که نسبت بملکه، یعنى زن شاه، سخت کینه
میورزیدو دیگر اینکه میخواست نزد شاه مقرّب باشد. روزى پروشات دید، که شاه کارى ندارد و
میخواهد تفریح کند، موقع را مغتنم دانسته بشاه گفت بهزار دریک «1» بازى کنیم. شاه دعوت را
پذیرفتو پروشات عمدا بازى را باختو هزار دریک اد. بعد بطور ساختگى غمگین شد و،
چون شاه میخواست دل او را بدست آرد، پروشات پیشنهاد کرد، که سر یک خواجه بازى کند.
اردشیر پذیرفت، ولى باین شرط، که هرکدام از طرفین پنج نفر خواجه امین خود را مستثنى دارد و
از میان باقى خواجهها هریک را، که برنده بازى بخواهد، میتواند انتخاب کند. پس از آن ملکه
مهارت خود را بکار برده بازى را بردو مسبات خواجه ر انتخاب کرد و، همینکه خواجه را
بدست آورد، بىاینکه فرصت دهد، که شاه از قصد او آگاه شود، جلّادان را خواسته امر کرد، زنده
پوست او را کندندو پس از آن او را روى سه صلیب خوابانیده پوستش را بسه میخ کشیدند. وقتى
که شاه از این وحشیگرى آگاه شد و دردناك گردیده تنفّر خود را نسبت به پروشات اظهار کرد،
او خندیده بطور مزاح جواب اد: «واقعا خیلى غریب است، که شما براى یک خواجه بدذات پیر
باین اندازه در خشم شدهاید،و حال آنکه من هزار دریک باختهامو هیچ نمیگویم» شاه مغموم
گردید، از اینکه او را فریب ادهاند، ولى اقدامى نکرد. اما استاتیرا، که در همهچیز برخلاف
پروشاتو مخصوصا از درندگى او متأذّى بود، بشاه گفت، «پروشات براى کشیدن انتقام کوروش
خدمتگزران تو را یکایک مزورانه و وحشىوار هلاك مىسازد».

یکشنبه 14 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران