
اسم این شاه را چنین نوشته اند، در کتیبه هاى هخامنشى- دارىووش یا (دارى و اوش)، بزبان
بابلى- دریاووش، بزبان مصرى در کتیبههاى مصر- (آنتریوش) یا (تاریوش)، مورخین و
در توریۀ (کتاب عزرا، باب پنجم) .«1» نویسندگان یونانى، مانند هرودوت و اشیل و غیره- داریس
داریوش، در زبان «2» داریوش و (دریاوش). مورخین رومى مانند کنتکورث و کرنلیوسنپوس
مورخین قرون اسلامى این اسم را چنین نوشتهاند: طبرى در فهرست پادشاهان .«3» پهلوى- داریو
آسور- داریوش، ابو ریحان بیرونى در آثار الباقیه، صفحه 189 - داریوش و در صفحه 111 - دار
-«5» ابو الفرج بن عبرى در مختصر الدول ،«4» الماهى الاول (یعنى المادى الاول. م.) و هوداریوس
داریوش بن بشتسب. مسعودى در مروج الذهب و حمزه اصفهانى در تاریخ سنى ملوك الارض
مانند سایر نویسندگان قرون ،«7» و ثعالبى در غرر اخبار ملوك الفرس و سیرهم «6» و الانبیاء
اسلامى، که از مدارك شرقى استفاده کردهاند- داراب یا داراى اکبر، ولى این اسامى مربوط به
این داریوش نیست: داریوش اول در داستانها فراموش شده و بعض کارهاى او را به داریوش دوم
یا دیگران نسبت دادهاند.
داریوش پسر ویشتاسب بود. شجره نسب او در صفحه ( 231 ) ذکر شده.
و یشتاسب، چنانکه هرودوت گوید، در زمان کوروش و پس از او والى پارس بود، ولى در زمان
داریوش والى باختر و پارت گردید.
اوضاع ایران
از تاریخ معلوم است، که کمتر شاهى در بدو جلوس خود بتخت بقدر داریوش با مشکلات عدیده
و طاقتفرسا مواجه شده.
توضیح آنکه غیبت طولانى کبوجیه از ایران، که چهار سال طول کشید، اخبارى،
______________________________
که در غیاب او منتشر میشد، بتخت نشستن بردیاى دروغى و کارهائى، که او در مدت هفت ماه
براى جلب مردمان ایالات کرد، (مانند معفو داشتن مردم از مالیات و عوارض و خدمت نظامى) از
نفوذ مرکز در ممالکى، که تازه جزو ایران شده بودند، کاسته حس استقلالطلبى و تجزیه را
تحریک کرد و هرکدام از ممالک تابعه درصدد برآمد، که از ایران جدا شده بحال سابق خود
برگردد. بعد، که معلوم شد، گئومات مغ بتقلب در مدت هفت ماه تخت را اشغال کرده بود، کسان
دیگر هم باین صرافت افتادند و هریک از آنها خود را یکى از دودمان شاهان سابق خوانده دعوى
سلطنت کرد. نوشتههاى مورخین یونانى راجع باغتشاشات و یاغیگریهاى بدو سلطنت داریوش
مختصر است، باستثناى شورش بابل، که آنهم؛ چنانکه بیاید، در بعض کیفیات با تاریخ موافقت
ندارد. اما نوشتههاى داریوش اطلاعات بیشترى میدهد و، هرچند این شاه هم بکیفیات نپرداخته،
ولی اغتشاشات مزبوره را یکایک شمرده، اسم اشخاص و محلها را برده، ماههاى جنگ را معین
و کلّیۀ بیش از مورخین یونانى وقایع را روشن کرده. از این جهت بدوا بذکر وقایع، چنانکه
عجالۀ همینقدر گوئیم، که بیستون محلى است، تقریبا در شش فرسنگى کرمانشاه، در سر راهى
که به همدان میرود. در اینجا کوهى است ببلندى 400 پا از سطح زمین و داریوش بر تخته
سنگهاى این کوه در بلندى 100 پا دو کتیبه نویسانده.






