خدای بزرگ است اهورامزدا
03:40   خلاصه جنگ کونّاکسا و اثرات آن

 

مضامین نوشتههاى مورخین یوانى چنان است، که ذکر شد. کزنفون، کتزیاس، دىنن، پلوتارك
و دیودور هر یک چیزهائى نوشته یا روایتى را ذکر کردهاند، ولى جاهائى از نوشتههاى کزنفون و
کتزیاس گنگو گاهى هم پیچیدهو مندمج است.
از این روایات چیزى، که مسلّم میباشد، این است: کلآرخ فرمانده قشون یوانى، پس از اینکه
فزونى عده سپاهیان اردشیر را دیده، از ترس اینکه محصور نگرد، ترجیح اده در ساحل فرات
مانده تکیه به رود مزبور دهد، یعنى نگذار دشمن از جناحین یوانىها گذشته پشت سر آنها را
بگیرد.
کلیۀ سپاهیان یوانى مایل باین سفر دورو دراز نبودهاندو معلوم است، که آنها را فریب اده
آوردهاندو بعد، براى اینکه متفرّق نشوند، جیرهو حقوق گزاف بآنها ادهاند، چنانکه دیودور
گوید، که چون کوروش نقشه خود را آشکار کرد و یوانیها نمىخواستند او را پیروى کند، وعده
اد، که پس از تسخیر ابل بهریک از سربازان پنج مین «1» بدهد. خود کلآرخ سردار آنها هم در
موقع جنگ میگفته، اى کاش در خانهها مانده در این جنگ داخل نمیشدیم. خلاصه پس از اینکه
جنگ شروع شده، چون کوروش دیده، که یوانىها موقعى را گرفته از آن حرکت نمیکند،
براى بدست آوردن فتح خود را در گیرودار معرکه انداختهو بىپروا پیش رفتهو کشته شده. پس
از آن، چون موضوع از میان رفته، قشون ایرانى او بسردارى آرىیه عقب نشستهو بعد پراکنده.
روایت کتزیاس، با اینکه خودش شاهد قضیا بوده، چندان مورد اعتماد نیست، زیرا پلوتارك در
چند جاى کتاب خود او را جاعل حکایتهاى افسانهآمیز دانسته و راجع به کفیات این جنگ هم
گوید:«اگر بخواهیم عقیدهاى راجع به کتزیاس بنابر تاریخش داشته باشیم، نمیتوانیم او را عارى از
جاهطلبى بدانیم. او نسبت به لاسدمونىهاو کلآرخ نظر خوب داشته. این است، که آخرى را
مردى شرافتمند شناساندهو از هر موقع استفاده کرده، تا کلآرخو لاسدمونىها را بطور شیان
جلوه دهد» (اردشیر، بند 14).
این است آنچه از جنگ کونّاکسا استنباط میشود و باید گفت، که هرچند اردشیر فاتح شد،
باوجود این جنگ مذکورو عقبنشینى قشون یوانى به تمام ایران هخامنشى لطمه بزرگى زد.
عقیده اکثر مورخین این است، که جنگ را قشون کوروش باخت، ولی نه بسبب رشادت قشون
اردشیر، بلکه از دو جهت: یکى بواسطه کشته شدن کوروش، چه موضوع از میان رفتو قشون
آسیائى او دیگر جهتى براى فداکارى نمیدید و دیگر از جهت اینکه کلآرخ، سردار یوانى
کوروش، سردار بدى بود. از نوشتههاى کزنفون هم پید است، که وامر کوروش ر اجرا نکرده و
در ساحل فرات مانده. بهرحال این جنگ براى دولت هخامنشى خیلى مضرّ بود، زیرا نشان اد، که
قشون عظیم ایران اهمیت جنگى را فاقد است.
این نکته بعده باعث آمدن آژزیلاس به آسیاى صغیرو مخصوصا موجب قشونکشى اسکندر
بایران شد، زیرا، چنانکه بیاید، اسکندر در موقع قشونکشى بایرانو در مواقع سخت همیشه این
جنگو عقبنشینى دههزار نفر یوانى را بخاطر سردران خود میآوردو دل آنها را قوى میکرد.
اما جهت سستى قشون اردشیر، چنانکه از این جنگ دیده میشود، همان است، که بالاتر گفته شد.
قشون ایران از دیرگاهى و مخصوصا ا زمان داریوش دوم نه مورد توجه بودو نه بکار مىافتاد،
زیرا شاه مزبور سیره خود را بر این
قرار اده بود، که با پول و قشون اجیر یوانى مقاصد خود را حاصل کند و بر اثر این سیاست قشون
ایران خرابو فاقد قوت و قدرت گردیده بود. در خاتمه لازم است گفته شود، که این کوروش
در تاریخ موسوم به کوروش کوچک شده.درباره او تقریبا تمام مورخین باین عقیدهاند، که شخصى بوده فوقالعاده و، اگر بهرهمند مىشد،
بواسطه عزم قوى، افکار منورو عقیدهاى راسخ، که باصلاحات مملکت و برگردانیدن ایران ابهت
زمان کوروش بزرگو داریوش اول داشت، میتوانست دولت هخامنشى را جوانو از نو نیرومند
کند. چون چنین نشد، چنانکه بیاید، در سلطنت طولانى اردشیر دوم ایران هخامنشى بیش از پیش
رو بانحطاط رفت.
بنابراین میتوان گفت، که در جنگ کونّاکسا ایران هخامنشى در سر یک دو راهه واقع شد: راهى،
که مىپیمود و راه اصلاحات اساسىو تجدید قواء. کشته شدن کوروش آنرا در همان راهى، که
مىپیمود نگاه داشت، تا اینکه بدست اسکندر استقلالش زائل گشت.


یکشنبه 14 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران