پس از آن این سپاه از لیدیه خارج شده بطرف رود کاایک رفته داخل مى سیه گشت و بعد درحالى که کانه را در طرف چپ داشت به آتارنه ، شهر کارن ، رهسپار شد. از این شهر راه افتاده از وسط جلگه تب حرکت کرد و از نزدیکى آدرامیتتى و آنتاندر، که شهر پلاسگ ها (بومىهاى اولى یونان. م) بود، گذشته و کوه ایدا را از دست چپ داشته وارد تروآد شد و در پاى این کوه اردو زد(بنقشه آسیاى صغیر در این تالیف رجوع شود. م.).
در موقع اطراق در زیر شهر ایدا رعدوبرقى روى داد و از این سانحه مردم زیادى تلف گردید (معلوم نیست از چه جهت. م.) وقتى که برود سکاماندر رسیدند، بعد از حرکت از سارد، این نخستین رودى بود، که آب آن براى سیراب کردن قشون و احتیاجات آن کفایت نکرد . (اغراق است، مگر اینکه این رود جوىبارى بوده. م.) خشیارشا در اینجا خواست پرگام ( پرى یام) را تماشا کند ( پرى یام پادشاه داستانى ترووا بود و قشونکشى یونانی ها را بدینجا شاعر معروف یونانى هومر سروده. ارك ترووا را پرگام مى نامیدند) شاه پس از تماشا و تحقیقات امر کرد هزار گاو براى الهه مى نرو ترووا قربان کنند و مغها شراب زیاد براى پهلوانان جنگ ترووا نثار کردند (اینکار از طرف پارسیها غریب بنظر میآید، ولى با نوشته هاى هرودوت، که بالاتر گذشت، موافقت میکند، چه مورخ مذکور گوید: پارسی ها گویند، که اول مغرب با مشرق آغاز خصومت کرد و جنگ ترووا را مثل میآوردند و نیز در جاى دیگر، چنانکه بیاید، گفته: پارسیها از گذشته هاى ملل دیگر خوب آگاهند و باز در جائى افزوده: پارسیها تمام آسیا را از آن خود میدانند. م.) وقتى که شب در رسید، اردو در وحشت شد (باز معلوم نیست، که جهت چه بود. م.) در طلیعه صبح شاه حرکت کرده، بعد از گذشتن از نزدیکى داردانوس ، به آبیدوس رسید.






.jpg)
