خدای بزرگ است اهورامزدا
13:40   خشایارشا-مقدمات حمله به یونان


مبحث سوم :جنگ ایران و یونان
نقل قول ازناپلئون بناپارت((اما درباب فتوحاتی که یونانیها بخود نسبت داده اندو شکستهایی که برای لشکرخشایارقائلند نباید فراموش کرد که این گفته ها تماما ازیونان است وگزاف گویی ولاف زنی آنها کاملا مسلم میباشد .ازطرف پارسیها نوشته هایی به دست نیامده تا بتوان این نوشته ها را با گفته های یونانیها مقایسه کرد ونتیجه را مبنای قضاوت قرارداد))
  داریوش یکم در آخرین سالهای عمر می‌خواست که برای انتقام جویی از یونانیان بخاطر به غارت بردن و به آتش کشیدن سارد پایتخت لیدیه و همچنین به جبران شکست خوردن سپاه ایران، در اولین دورهٔ جنگ های ایران و یونان و نبرد ماراتن به یونان قشون بکشد اما عمر داریوش وفا نکرد و زندگی را بدرود گفت. بعد از او پسر وی خشایارشا در صدد بر آمد که انتقام و اقدام پدر را به نتیجه برساند. شاید به غیر از این آنچه وی را به این اندیشه انداخت، اصرار مردونه (داماد داریوش بزرگ و پسر گیریاس) و مخصوصاً تبعیدیان آتنی مقیم دربار بود. در خود آتن هم البته انتظار این انتقام‌جویی می‌رفت و تمستوکل سردار آتن بعد از ماجرای ماراتون، قسمت عمده‌ای از ثروت آتن را در راه تقویت نیروی دریایی صرف کرد

مقدمات جنگ
وقایع قبل ازجنگ را هرودت چنین گزارش کرده است:کتاب 7 بند 7
دمارات پادشاه  سابق اسپارت که درزمان داریوش به او پناهنده شده بود.حالا ازنزدیکان خشایارشا گردیده و همواره به او میگفت که شاه میتواند پلوپونس راپس بگیرد وحکومت آنجاراتغییرداده دمارات راپادشاه کند والبته دراین صورت او دست نشانده ایران خواهدبود.خانواده آله آد که درتسالی مقتدربودند نیز شاه راتحریک میکردند.تاقشون به یونان بفرستد.با این خیال که ازتسلط ایران دریونان مقام خودشان را محکم کنند
علاوه براین خانواده پی زیسترات که بعدازعدم بهرمندی ایرانیان درماراتن مایوس شده بودند دراین زمان بازامیدوارشدند که به کمک ایران درآتن حکمران شوند وچون والی ایران درلیدیه ازلجاجت آنها خسته شده بود ودیگرتوجهی به آنها نمیکرد به دربارایران آمده و با دیدن این و آن ازمتنفذین درباری راهی به سوی خشایارشا یافته و اورا به جنگ با آتن تحریک میکردند .درهمین اوان خانواده های دیگریونانی که میخواستند به حکومت و اقتدارات سابق خودشان برگردند غیب گویی را موسوم به ان ما  ازکریت که کتابهای زیادی با خود داشت پیدا کرده و پیش انداخته بودند و او به کتابهای خود نگاه میکرد و میگفت نوشته شده  که یکی از پادشاهان پارس هردوطرف هلس پونت(داردانل)را بهم اتصال خواهد داد وبعدبه دلایلی ثابت میکرد که این پادشاه خشایارشا است و او باید یونان را تسخیرکرده و به دوستان خود بدهد.بالاخره تحریکات یونانیها و شاید نیزمیل خشایارشا به این امر باعث شد که او تمایلی به جنگ یافته و با این مقصود مجلس مشورتی بیاراست تا عقیده بزرگان ایران را درباب جنگ بداند و نیز آنان را ازنقشه خودآگاه سازد
((ادامه دارد))


شنبه 22 آذر 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران