خدای بزرگ است اهورامزدا
14:55   خشایارشا

سلطنت خشایارشا
مبحث اول-نام و نسب
اسم این شاه راچنین نوشته اند:درکتیبه های خود او و شاهان هخامنشی خشیارشا.به زبان شوشی خشرشا.درنسخه بابلی کتیبه های هخامنشی خشی یر شی ودریکی ازاستوانه های بابلی خرشاای شیا.به زبان مصری خشی یرش.درتورات(کتاب عزرا و استرو دانیال)اخش ورش.هردوت و دیو دور و بعض مورخین دیگریونانی کسرک سس.ابوریحان بیرونی درآثارالباقیه(ص 89)درفهرست ملوک کلدانی اخشیرش و در فهرست ملک ملوک کبارفارس(ص 111)اخش ویرش .بن دارا وهوخسرو الاول.
طبری-اخش ورش-بن کیرش-بن جاماسب_(ص2650و652و15)
ابوالفرج عبری درمختصر الدول-اخشیروش بن داریوش.بزبان ارمنی(ازیونانی)کسرک سس.دراروپا این شاه را موافق اسم یونانی شده اش -کزرک سس.وبعضی کسرسس نامند.درداستانهای باستانی اسم اسم این شاه به کلی فراموش شده است.بنا برانچه گفته شده اوراباید چنانکه در کتیبه های هخامنشی نوشته اند خشایارشا نامید
طبری اصالت اورا درست ظبط نکرده زیرا این شاه نه پسرکورش بوده و نه نوه جاماسب اینکه ابوریحان بیرونی اسم اورا درجزو پادشاهان کلده نیز ذکر کرده ازآن جهت است که او شاه کلده هم بوده است.مصریها هم سلسله هخامنشی را یکی ازسلسله های فراعنه مصر محسوب داشته اند .
نسب
خشایارشا جنانکه بالاترگفته شد پسرداریوش اول ازآتس سا دخترکورش بزرگ بود ودرسن 35 سالگی به تخت نشست(486-ق.م)
درقدیم کمتراتفاق می افتاد که یکی ازسلاطین شرق فوت کند وبرای جانشین اومشکلاتی به وجود نیاید
اما بعدازاینکه خشایارشا پادشاه شد کسی جز برادربزرگ او سربلند نکرد.
درعوض بابل شورید ودرهمان حال سلطه سیاهان برمصر دوام داشت
خشایارشا دارای برادری بود که یونانیان اسمش را ((آکاماناش))نوشته اند و ما امروز میدانیم که(هخامنش )بوده است.
هخامنش ازبطن اتوسه دخترکورش متولد گردید وبعدازاین که جسدداریوش در قبرنهاده شد به برادرش خشایارگفت اگرتوموافقت کنی که من به سین دژبروم ودرآنجا با آرتوبازان صحبت کنم اورا ازآن قلعه بیرون کنم
خشایاردونوشته با دست خود برپوست نوشت یکه خطاب به اولوس فرمانده ارتشی که قلعه سین دژرادرمحاصره داشت و دیگری در خطاب به آرتوبازان.درنوشته اول حکم کرد کهاولوس راه بدهد تا هخامنش وارد قلعه شود وبا آرتوبازان گفتگوکند.
درنوشته دوم خشایاربه آرتوبازان قول میداد که هرگاه وی دست از یاغیگری بردارد وازقلعه خارج شود درآینده مبادرت به طغیان ننماید ازمجازاتش صرفنظرخواهدکرد واو را نخواهد کشت وبه زندان نخواهدانداخت بلکه به وی منصب خواهد داد واومثل گذشته ساتراپ خواهد شد
هخامنش با دونامه راهی شد و به مقصد رسید واولوس بعدازخواندن نامه اجازه داد که هخامنش به نزدیک قلعه برودآرتوبازان دستورداد توسط دوطناب هخامنش را با بالای برج بکشند
دوبرادرهمدیگررا درآغوش گرفتند و اولین کلامی که هخامنش ازدهانش خارج شد این بود((ای آرتوبازان راضی مشو که دودمان هخامنشی ازبین برود))
اقدام تو باعث شده که مصر  بابل هردوسربلند کنند وفرداست که سلاطین آسیا صغیر ومشرق سربلند کنند
آرتوبازان اول امتناع میکرد که تسلیم شود تا اینکه نامه خشایاررا خواند و خود هخامنش نیزگفت مگرتو وصیت پدرمان رانشنیدی که گفته اگرآرتوبازان تسلیم شد ازگناهش بگذرید
با این اوصاف بود که آرتوبازان تسلیم شد و دراولین دیداربا خشایار ماموریت یافت که شورش بابل را فرو نشاند
هخامنش نیز به فرماندهی لشکری عازم مصر شد تا بعدازفرونشاندن طغیان مصر فرمانروای آنجا گردد
((منابع-ایران باستان نویسنده پیرنیا و سرزمین جاوید --ماژیران موله.هرتزفلد.گیرشمن-ذبیح اله منصوری))


پنج‌شنبه 20 آذر 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران