خدای بزرگ است اهورامزدا
00:50   حرکت لشکرها تقدیمى پى ثیوس

   بقول هرودوت(کتاب 7، بند  26 )در این احوال که تدارکات دیده میشد، پیاده نظام از کرى تال  واقع در کاپادوکیه حرکت کرده به سارد رفت، چه امر شده بود، که تمام لشکرها در این محل جمع شده با خشیارشا از آنجا حرکت کنند.

مورخ مزبور گوید:
نمى توانم بگویم، که کدام یک از سرداران مستحقّ جایزه شدند، چه کلیۀ معلوم نیست، سابقه اى در کار بود یا نه. قشون از رود هالیس)قزل ایرماق کنونى. م.( گذشته داخل فریگیه گردید و بعد  بشهر سلن  رسید.  در اینجا یک نفر لیدى پى ثى یوس نام پسر آتیس  که منتظر ورود ،   خشیارشا و قشون او بود، باستقبال شتافت و پذیرائى خوبى از شاه و قشون کرده خواست، پولى  براى مخارج جنگ بدهد. خشیارشا از نزدیکان خود پرسید، که این شخص کى است و چقدر  پول دارد، که چنین پیشنهادى مىکند. آنها گفتند: شاها، این همان کس است، که به پدرت داریوش چنارى از زر و تاکى از همان فلزّ تقدیم کرد و حالا، بقدرى که مى دانیم، پس از تو از  همه متمول تر است این جواب باعث تعجب خشیارشا شد و او رو به پى ثى یوس کرده پرسید،  تمول تو چقدر است؟ لیدى مزبور جواب داد:
شاها، من نه تمول خود را از تو پنهان مى دارم و نه  میگویم، که نمیدانم، چه مقدار آن را صحیحا میدانم، زیرا، همین که شنیدم، که تو براى جنگ  بطرف دریاى یونان میروى، تصمیم کردم مبلغى براى جنگ تقدیم کنم و بنابراین تمول خود را حساب و معلوم کردم، که دو هزار تالان نقره دارم و چهار میلیون در یک طلا، هفت هزار دریک کم)یعنى اگر هفت هزار در یک طلا نیز مى داشت چهار میلیون تمام می شد(. تمام این مبلغ را تقدیم میکنم، چه براى من باز آنقدر زمین و بنده باقى میماند، که براحتى زندگانى کنم.  
خشیارشا را سخن پى تى یوس خوش آمد و در جواب گفت:
میزبان من، از وقتى، که از پارس حرکت کردم، تا این زمان کسى را ندیدم، که مانند تو قشون مرا با طیب خاطر میهمان کرده باشد یا به میل خود نزد من آمده پولى براى جنگ تقدیم کند. تو قشون مرا میهمان کردى و چنین مبلغ گزافى هم به من میدهى. پاداش این رفتار تو را میخواهم چنین مقرّر دارم: اولا به تو سمت میهماندارى اعطا مى کنم و ثانیا هفت هزار در یک طلا از خود میدهم، تا چهار میلیون در یک تو کسر نداشته باشد. هرچه دارى مال خودت و سعى کن، همیشه چنین باشى، که هستى، زیرا در حال و آتیه از این رفتار خود پشیمان نخواهى شد پس از آن خشیارشا بوعده خود وفا کرده عازم شد و از رود مآندر گذشته بیک دو راهى رسید، که یکى بطرف کاریه و دیگرى به سارد میرفت.
 
شاه راه سارد را پیش گرفت و به چنارى برخورد، که از جهت زیبائیش توجه او را جلب کرد. خشیارشا گفت آنرا با تزییناتى از زر بیارانید و از سپاهیان جاویدان مستحفظینى براى آن بگماشت. پس از ورود به سارد رسولانى بشهرهاى یونان باستثناى آتن و لاسدمون فرستاد، تا آب و خاك بخواهند. اینها را با این مقصود فرستاد، که اتمام حجت کرده باشد. پس از آن شاه خواست به برود. این محل در کنار هلّسپونت واقع است، توضیح آنکه این بوغاز بین شهر آبیدوس دماغهاى دارد، که در مقابل آبیدوس واقع و بطرف دریا سراشیب و مادى تس سستس است. از آبیدوس تا این دماغه بحکم خشیارشا دو پل ساخته بودند، یکى را فینیقىها از طناب هائى، که از کتان سفید بافته شده بود و دیگرى را مصرىها از ریسمانهائى، که از کاغذ حصیرى ساخته بودند. از آبیدوس تا ساحل مقابل هفت استاد است(  1150 ذرع).
 

جمعه 12 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران