خدای بزرگ است اهورامزدا
03:05   جنگ گرانیک (34 ق. م)

اسکندر، چون اطلاع یافت، که قشون ایران در کنا راست رود گرانیک است، بسرعت پیش رفته
اردوى خود را در مقابل دشمن زد، چنانکه فقط مجراى رود بین متخاصمین حائل بود.
ایرانیها، که پایه کوهى ر اشغال کرده بودند حرکتى نکردند، زیرا مناسبتر میدیدند، که بدشمن،
در حالى که میخواهد از رود بگذرد، حمله کند، بخصوص که در اینموقع صفوف دشمن
خواهى نخواهى مختل میشد.
ولى اسکندر در طلیعه صبح عبو را شروع کردو فورا سپاه خود را بحال «حاضر جنگ» درآورد
(این عقیده دیودور است، اما پلوتارك و آریان گویند، که اسکندر در حوالى عصر عبو را شروع
کرد). ایرانیها در اینحال سوارهنظام خود را در مقابل مقدونیها بیاراستند، تا جنگ را شروع کند.
ترتیبو عده قشون ایران را چنین توصیف کردهاند: جناح چپ سپاه در تحت فرماندهى ممنن
یوانى و آرسامن «1» والى ایرانى بود، هرکدام از آنها بدستههاى خود ریاست داشتند (آرسامن را
 پشت سر آنها آرسیت «3» بود، که بسوارهنظام پافلاگونى فرمان میداد، بعد از او- آریان ارسامس «2» نوشتهو این باید صحیح باشد، زیرا یوانى شده ارشام است).

سپیتردات «1» والى ولایات ینیانى، که ریاست سوارهنظام گرگانى را داشت (دیودور سپیتربات و
آریان سپیتردات نوشته، دومى بنظر صحیحتر میآید، زیرا بپارسى کنونى سپهراد گوئیم نه
سپهرباد). قلب قشون ترکیب یافته بود از سوارهنظام ملل گوناگون، که همه شجاعو دلیر بودند.
عده تمام سوارهنظام را دیودور دههزار نوشته (کتاب 17، بند 20)، ولى آریان گوید به بیستهزار
میرسید (کتاب 1، فصل 4، بند 3). پیادهنظام حرکتى نمیکرد، گوئى عقیده داشته، که سوارهنظام
صدهزار دانسته (کتاب 17، بند 19)- کنتکورث همانقدر (تاریخ اسکندر کبیر، کتاب 2، بند 5)- براى جنگ کافى است. عده سپاه پیاده را مورخین یوانى مختلف نوشتهاند: دیودور آن را
آریان گوید، که بیستهزار نفر بود. پلوتارك، که یکى از مورخین صحیحنویس یوانى است در
این باب ساکت است.
بنابر آنچه گفته شد، باید باین عقیده بود، که عده قشون ایران در کنارود گرانیک از سوار و
پیاده بین سى و چهلهزار نفر بوده


دوشنبه 15 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران