در این زمان سیمون پسر میلتیاد با دویست کشتى ترىرم عازم سواحل آسیا شدو یکصد کشتى
هم از ینیانهاو یوانىهاى دیگر آسیا گرفته شهرهاى ساحلى کاریهو لیکیه را تسخیر کرد (دیودور، کتاب 1، بند 60) پارسىها قبلا قواى زیادى بسردارى تیترس تس «1» پسر خشیارشا،
ا زن غیرعقدى او، آماده کرده بودندو تلاقى فریقین در نزدیکى جزیره قبرس روى اد. در اینجا
قواى بحرى ایران مرکّب از سیصد کشتى ترىرمو قواى یوانى عبارت از 250 کشتى از همان
نوع بود. پس از جنگى سخت یوانیها فایق آمده عدهاى از کشتىهاى ایران را غرق کردند و
یکصد فروند کشتى با سپاهیانى، که در سفائن بودند، گرفتند. باقى سفائن فرار کرده بقبرس پناه
بردند و بعد ایرانیها کشتىها را گذاشته پنهان شدندو سفائن مزبوره بدست یوانىها افتاد. پس از
این فتح، سیمون بقواى برّى ایران، که در پامفلیه «2» در کنا رود اورىمدن «3» بود، حمله کرد و
حیلهاى بکار برد، که باعث شکست ایرانىها گردید، توضیح آنکه، در کشتىهائى، که از ایرانىها
گرفته بود، عدهاى یوانى نشانده بآنها لباس پارسى پوشیدو ایرانىها، چون فریب خورده پنداشتند،
که در این کشتىها سپاهیان پارسى هستند بمقام مدافعه برنیامدند. پس از آن یوانىه ناگهان بر
ایرانیها تاخته بقدرى پیش رفتند، که به چادر فردات «4» برادرزاده خشیارشا رسیده سر او را بریدند
و از قشون ایران، آنهائى که مقتول یا مجروح نشده بودند، فرار کردند (دیودور، کتاب 1، بند
61). در نتیجه این جنگ ایرانىها کشتىهاى خود رابا غنائم زیاد از دست ادندو بیستهزار نفر
اسیر شدند. سیمون پس از جنگ ستونى بیادگار فتحى، که در یک روز در دریاو خشکى کرده
بود، در کنا رود اورىمدن برپا و بعض اسلحه ایرانى را، که در جزو غنائم بدست یوانىها افتاده
بود، بر آن نصب کرد. تاریخ این جنگ را محّقین 46 ق. م میدانندو چون معلوم نیست، که خشیارشا در کدام ماه این
سال کشته شده، بعضى مانند ژوستن (کتاب 2، بند 15) این واقعه را بزمان سلطنت اوو برخى مثل
دیودور، چنانکه بالاتر اشاره شد، بزمان سلطنت اردشیر درازدست مربوط میدارند. سال بعد سیمون
بطرف خرسونس تراکیه رفته آنجا را هم از پارسىها انتزاع کرد. چون باید وقایع مرتبا ذکر شود،
اکنون مقتضى است، که موقتا روابط ایرانو یونان را بهمین حال گذاشته بگذارشات مصر نظر
افکنیم.






