خدای بزرگ است اهورامزدا
22:02   جاسوسان یونانی ها در سارد

 پس از آن، زمانیکه خشیارشا در سارد بود، آتنىها جاسوسانى بدانجا فرستادند، تا بدانند قوه شاه چیست و سفرائى به آرگس براى عقد اتّحاد و رسولانى بجزیره سىسیل نزد گلن جبارآن

گسیل داشته کمک خواستند و در هیناوان سفیرى هم نیز بجزیره کرسیر و کرت فرستاده یارى طلبیدند. نتیجه این مأموریتها چنین بود:(کتاب هفتم، بند 145-179) جاسوسانى، که بسارد براى دانستن قوه پارسیها رفته بودند، گرفتار شدند، و پس از استنطاق حکم اعدام آنها صادر شد، ولى چون خبر این قضیه به خشیارشا رسید، حکم اعدام را تصویب نکرده خواست، که هرگاه حکم مذکور اجرا نشده، جاسوسانرا نزد او آرند. اسلحهدارها شتافتند، تا فرمان شاه را ابلاغ کنند و جاسوسان را نزد شاه بردند. او، پس از اینکه از مقصود آنان آگاه شد، امر کرد تمام پیاده و سواره نظام را بآنها نشان دهند و بعد جاسوسان را مرخص کرده گفت بهرجا، که خواهید بروید. شاه، در موقعى که حکم
آزادى جاسوسانرا داد، این چند کلمه را هم گفت: از کشته شدن سه نفر چیزى از قوه دشمن نمیکاهد، ولى با مراجعت آنها بیونان، یونانیها خواهند دانست، که قوه ما چیست و پس از اطلاع هرودوت گوید، در .« بر آن از جنگ منصرف خواهند شد و ما بیهوده خود را خسته نخواهیم کرد موقع دیگرى هم خشیارشا نظیر ایننظر را اظهار کرد:
زمانى که در آبیدوس بود، دید کشتىهائى پر از گندم از پونت از راه هلّسپونت به یونان میروند. نزدیکان شاه، چون میدانستند، که این کشتىها از آن دشمن است، میخواستند آنها را
توقیف کنند و چشمها را به خشیارشا دوخته منتظر امر او بودند.
دراینحال شاه از عمله کشتى پرسید: بکجا میروید؟ آنها جواب دادند.
شاها، براى دشمن تو گندم حمل میکنیم شاه گفت: مگر ما هم به مانجا نمیرویم؟
از اینکه اینها براى ما آذوقه حمل میکنند چه ضررى متصور است؟
 

سه‌شنبه 16 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران