خدای بزرگ است اهورامزدا
19:52   تیسافرن و درسلّیداس

تا این زمان بین سردار یوانىو تیسافرن مودت بود، ولى شهرهاى ینیانى رسولانى باسپارت
فرستاده اظهار کردند، که اگر تیسافرن مقتضى بداند، میتواند بشهرهاى مزبور آزادى دهد. بر اثر
این اظهار دولت اسپارت بسردار خود امر کر داخل کاریه شده آن ولایت را غارت کند و بحریه
هم در سواحل دریا بغارتو چپاول بپردازد.کزنفون گوید (تاریخ یونان، کتاب 3، فصل 2) در این احوال تیسافرن والى تمام آسیاى صغیر شده
و فرنباذ هم نزد او رفته بود، تا تمکین خود را نسبت بوالى کل نشان بدهد. چون این خبر بآنها
رسید، فرنباذ حاضر شد به تیسافرن کمک برساند، تا ایالات شاه ر از دستبرد لاسدمونىها حفظ
کند. بنابراین هر دو به کاریه رفتهو در قلاع آن ساخلوهاى خوب گذاشته بولایت ینیانها برگشتند.
سردار لاسدمونى تأمل کرد، تا آنها از مآندر «2» گذشتند و پس از آن از این محلّ عبور کرده
پیشرفتو روزى، که قشون او بینظم حرکت میکرد، بالاى بلندیها قراولانى دیدو معلوم کرد، که
قشونى در سر راه یوانیها براى جنگ آماده شده و صف بسته.
این قشون از سپاهیان کاریهو پیادهنظام ایرانى، که دربار ایران باختیار تیسافرن و فرنباذ گذارده
بود،و چند دسته از سپاهیان یوانى و سوارهنظام زیاد ترکیب یافته بود. تیسافرن جناح راست را
فرمان میدادو فرنباذ جناح چپ را.
درسلّیداس فورا قشون خود را بحال «حاضر جنگ» درآورد، ولى یوانىهاى شهرهاى ینیانى در
دخول بجنگ تردید کردندو حتّى بعضى اسلحه خودشان ر انداخته گریختند. بنابراین سپاه
پلوپونس تنها استقامت کرده در جاهاى خود بماند. بعد مورخ مذکور گوید: فرنباذ میخواست
جنگ کند، ولى تیسافرن، که رشادت یوانیها را در سفر جنگى کوروش کوچک دیده بود، از
 نتیجه جدال بیمناك بود. بنابراین او خواست درسلّیداس را ملاقات کندو طرفین بیکدیگر گروى ادند. بر اثر
این پیشآمد قشون پارسى بطرف ترالّ «1» رفتو قشون یوانى بسمت لهکوفریس «2» عقب
نشست. روز دیگر در جاى معهود سردران یکدیگر را دیده راجع بشرائط صلح مذاکره کردند. درسلّیداس میخواست، که بگذارند شهرهاى یوانى در آسیاى صغیر موافق قوانین خودشان داره
شوند، تیسافرنو فرنباذ میخواستند، که قشون یوانى از مستملکات شاه خارج شودو هارمستها
«3» در داره کردن ولایات دخالت نداشته باشند. پس از مذاکرات زیاد بالاخره قرار شد طرفین
متارکهاى منعقد کند، تا تیسافرن از شاه بزرگ دستور بخواهدو درسلّیداس از جمهورى اسپارت.
کزنفون در اینجا گوید «رعب تیسافرن از یوانیها درسلّیداس رابا قشونش نجات اد» (تاریخ
یونان، کتاب 3، فصل 2).


یکشنبه 14 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران