خدای بزرگ است اهورامزدا
22:00   تسخیر یونیه و کاریه از نو

پس از آن دوریزس داماد داریوش، هیمه اتانس و سایر دامادان شاه ینیانها را تعقیب و آنها را مجبور کردند، پناه بکشتىهایشان برند و شهرهاى ینیانى را یک بیک گرفته بغارت

دادند (در ایران قدیم معمول این بود، که اگر شهرى پس از مطیعشدن یاغى میشد و پا فشرده
جنگ میکرد، پس از تسخیر ثانوى غالبا بغارت میرفت. در بعض موارد شاهان هخامنشى پس از
شورش اول هم مدارا میکردند و، فقط پس از شورش دوم و تسخیر شهرى در دفعه سوم امر
بغارت میدادند، ولى داریوش اول در بابل پس از شورش اول و دوم هم حکم غارت نداد. م.). بعد
دوریزس اسلحه خود را متوجه شهرهاى هلّسپونت داشت و شهرهاى داردانوس، آبىدوس،
فقط یک روز توانستند پا فشارند. در این احوال باو خبر رسید، «1» پرکت لامپ ساك و پهسوس
که کاریها با ینیانها همدست شده و شوریدهاند. این بود، که برگشته بطرف کاریه رفت. بزودى
قشون پارس از مهآندر گذشته با یاغیها جنگید و شکست فاحشى بآنها داد. تلفات یاغیها ده هزار و
تلفات پارسیها دو هزار نفر بود. شورشیها بمعبد زوس (ژوپىتر)، که در جنگل چنار بود، پناه بردند
و بشور پرداختند، که تسلیم شوند یا آسیا را ترك کرده بجاى دیگر روند. در این احوال اهالى
مىلت بکمک آنها آمدند و باز جنگى شد و پارسیها فاتح گشتند. از شورشیها و بخصوص اهالى
مىلت عدهاى زیاد بخاك افتادند. بعد، چنانکه هرودوت گوید، کاریها قشون ایران را شبانه
بکمین گاهى کشیده عده زیادى از آنها کشتند و سرداران پارسى، که اینها بودند: دوریزس،
نیز تلف شدند. ،«2» آمارگس، سىسىماکس و میرسوس پسر ژیگس
را مطیع کرده «4» و مىسیه «3» هیمه سردار پارسى بطرف پروپونتید (دریاى مرمره) رفته کیوس
بود. سپس، چون شنید، که دوریزس بطرف کاریه رفته، از دریاى مرمره بطرف داردانل راند و
ها را باطاعت درآورد. «6» و گرژیت «5» تمامى االیانهاى ایلیون
پس از این فتوحات ناخوش شد و در ترووا درگذشت. بعد به ارتافرن والى ایالت لیدیه حکمى از
داریوش رسید، که با اتانس، یکى از سه سردار شاه، به یونیه و به االیه برود (آخرى همجوار اولى
بود). آنها شهر گلازومنوسیم (کوم) را
گرفتند. این بهرهمندیهاى پارسیها آریستاگر، محرّك شورش ینیانها و غیره را، مأیوس کرد و او
اکنون دریافت، که ممکن نیست بر شاه غلبه کند. بنابراین همراهان خود را جمع کرده مشورت
کرد، که آیا بهتر نیست در فکر پناهگاهى بوده، در صورتى که قشون شاه آنها را از مىلت راند یا
خود آنها خواستند جلاى وطن کرده به ساردینى یا میرسین بروند، جائى را داشته باشند. هکاتیوس
عقیده داشت، که جلاى وطن براى هیچکدام از دو محل مزبور «2» مورخ پسر هژساندر «1»
صحیح نیست.
ساخته در آنجا راحت بنشیند، زیرا بعدها «3» خوب است، که آریستاگر قلعهاى در جزیره لرس
میتواند به مىلت برگردد. آریستاگر این رأى را نپسندید و حکومت مىلت را بیکى از اهالى شهر
که، شخص ممتازى بود و فیثاغورس نام داشت، سپرده خود به میرسین، شهر تراکیه، رفت و،
وقتیکه مشغول محاصره قلعهاى بود، در زیر قلعه کشته شد و سپاهش معدوم گردید.


سه‌شنبه 02 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران