خدای بزرگ است اهورامزدا
19:47   ترتیبات جنگى طرفین

ایسوس که شهرى از کلیکیه بشمار میرفت در کنار خلیج اسکندرون واقع بودو جنگ اسکندر با
داریوش در دشتى مجاور این شهر روى اد. دشت مزبور از سمت شمال شرقى بتپههائىو از
طرف جنوبغربى بخلیج اسکندرون محدود میشودو مساحت آن تقریبا دو میل است. بعضى
مانند هلم «1» (کتاب 3، صفحه 239) این مساحت را سه میل نوشتهاند، ولى کالّیستن «2» مورخ
 اسکندر، که با او بود، عرض این دشت را چهارده استاد یوانى (2570 مطر) دانستهو پید است،که داریوش با سپاه عظیمى، که داشته چه جاى بدى را براى جنگ انتخاب کرده.
ترتیب جنگى طرفین چنین بود:
1- در قشون ایران: نبرزن فرمانده سوارهنظام بکمک بیستهزار نفر فلاخندار و تیرانداز جناح
راست را تقویت میکردو تیمودس «1» یوانىبا سى هزار نفر یوانى اجیر با او بود. در جناح چپ
آریستومد «2»، که نیز یوانىو از اهل تسالى بود، پیادهنظامى را بعده بیستهزار نفر فرمان میداد. از
پس آنان براى تقویت عده مذکوره دلیرترین سپاهیان ایرانى را گماشته بودند. خود شاه هم در این
جناح میخواست جنگ کندو سپاه او عبارت بود از: قراولان مخصوص بعده سههزار نفر و
چهلهزار پیاده متعارف. پهلوى این سپاه سوارهنظام گرکانىو مادى ایستاده بودندو در عقب آن
سپاهیان ملل دیگر، که جناح راست و چپ را تقویت میکردند. کلیه سپاه ایران پیشقراولى داشت
بعده ششهزار نفر، که تمما بزوبینو فلاخن مسلّح بودند و بترتیبى، که ذکر شد، تمام معبر را قشون ایران گرفته بود، چنانکه یکى از جناحین لشکر ایران بکوه تکیه میدادو دیگرى بکنار دریا
میرسید. مادر و زن داریوش و زنان دیگر را در قلب قشون جا اده بودند.
2- در قشون مقدونى: اسکندر در جبهه قشون بهترین قسمت سپاه خود، یعنى فالانژهاى مقدونى
را، جا اد و نىکانور «3» پسر پارمنین را فرمانده جناح راست، یعنى دستههاى آژما «4» و
هىپاسپیست، «5» کرد. نزدیک او، سنوس «6» و پردیکّاسبا دستههاى خود بودند. جناح چپ از
قسمتهاى ملهآگر «7»، بطلمیوسو آمینتاس تشکیل یافت. پیادهنظام در تحت فرماندهى کراتر
«8» قرار گرفت و پارمنین، که فرمانده تمام جناح بود، دستور داشت از دریا دور نرود، زیرا
اسکندر میترسید، که ایرانیها پشت سر آن را بگیرند. سوارهنظام اسکندر، چنانکه کنتکورث
گوید، بین جناحین تقسیم شده بود بدین ترتیب، که سوارهنظام مقدونىو تسالى جناح راست را
 تقویت میکرد و سوارهنظام پلوپونسى جناح چپ را. در جلو قشون دستهاى از فلاخندران، که با تیراندزان مخلوط بودند، جا گرفتند.
تراکیهاو سربازان کریتى سبکاسلحه نیز جزو این دسته بشمار میرفتند. در مقابل سپاهى، که
داریوش أمور کرده بود بلندیها را بگیرند، آگریانهاى «1» تازه وارد ایستاده بودند. راجع بعده
نفرات صفوف نوشتهاند، که بواسطه تنگى جا این عده از 32 نفر تجاوز نمیکرد، ولى هرقدر
مقدونىها پیشتر میرفتندو معبر کوه گشادتر میشد، از تنگنائى میکاستو عده نفرات صفوف بیشتر
میگشتو حتّى سوارهنظام هم میتوانست حرکت کرده بپهلوهاى قشون کمک کند. ترتیب قشون
اسکندر در این میدان جنگ موافق نوشتههاى آریان (کتاب 2، فصل 5، بند 1)و کنتکورث
(کتاب 3، بند 9) چنین بود، ولى دیودور ترتیب را طور دیگر نوشته. مورخ مذکور گوید (کتاب
17، بند 3) پیادهنظام ر اسکندر باقتضاى محلّ در جبهه جا اد، فالانژهاى مقدونى را در عقب، تا
در حکم قشون ذخیره باشندو خودش د رأس جناح راست قرار گرفت. جناح چپ از سوارهنظام
کارآزموده و رشید تسالى ترکیب شده بود.


پنج‌شنبه 25 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران