خدای بزرگ است اهورامزدا
15:13   اسناد مصرى

 

در باب کارهاى داریوش در مصر اسنادى از مصر بدست آمده، که شرحش این است: اولا سندى
است از اوجاگررسنت یعنى از همان شخصى، که از مجسمه و کتیبهاش بالاتر بمناسبت کارهاى
اعلیحضرت پادشاه مصر علیا و سفلى » : کبوجیه در مصر ذکرى شد. نویسنده مزبور گوید
(داریوش) امر کرد، که من به مصر بروم. در اینموقع اعلیحضرت بسمت پادشاه بزرگ تمام
ممالک خارجه و شاه بزرگ مصر در عیلام توقّف داشت. مأموریت من این بود، که بناهاى
را، پس از آنکه آنرا خراب کرده بودند، بسازم. آسیائىها مرا از مملکتى بمملکتى «1» پرآنخا
من موافق اراده اعلیحضرت رفتار کرده .«2» بردند، تا به مصر رسانیدند، چنانکه امر آقاى برّین بود
بآنها (یعنى بمؤسسات) کتاب دادم و پسران اشخاصى را در آنها داخل کردم. در میان اینها پسران
مردم فقیر نبودند. من آنها را بنظارت اشخاص مجرّب سپردم ... براى هریک از کارهاى آنها
اعلیحضرت فرمود، که چیزهاى خوب بآنها بدهم، تا بکارهاى خودشان مشغول شوند. من براى
آنها چیزهاى مفید و آلات و ادوات، موافق کتابهاى آنها آماده کردم، چنانکه سابقا معمول بود.
چنین بود اقدام اعلیحضرت، چه او فائده صنایع را میداند و نیز از این جهت، که هر مریض را شفا
از این .« داده اسامى خداها، معابد و مراسم قربانى را برقرار کند و اعیاد آنها را الى الابد بگیرند
کتیبه معلوم است، که داریوش این شخص را مأمور کرده به مصر برود و مدرسه طب مصر را که
در سائیس در معبد نیت بوده و، شاید در زمان کبوجیه خراب کرده بودند، از نو دایر کند.
از .«3» اسناد دیگرى نیز بدست آمده، که بودن این مدرسه عالى طب را در سائیس ثابت میکند
منابع یونانى هم معلوم است، که داریوش بعلم طب و ترقى آن اهمیت میداده و اطباى خوب را
تشویق مىکرده. ثانیا کتیبهایست از داریوش در پنج نسخه، که در نزدیکى کانال سوئز یافتهاند. این
کتیبه راجع به ترعه
یا کانالى است، که بامر شاه مزبور براى اتصال رود نیل با دریاى سرخ ساخته اند و بسه زبان
آسیائى در یک طرف سنگ و زبان مصرى در طرف دیگر آن کنده شده. سه زبان آسیائى پارسى
قدیم، عیلامى و آسورى است. در کتیبه مصرى داریوش را مانند فرعون مصر نشاندادهاند، یعنى
صورت او زیر قرص پردار آفتاب است و خدایان دو نیمه نیل، دو قسمت مصر (مصر علیا و سفلى)
را در زیر اسم او بهم اتصال دادهاند و نیز در اینجا موافق مراسمى، که براى فراعنه مقرّر بوده،
اسامى مللى، که تابع داریوش بودند، ذکر شده، توضیح آنکه خواستهاند بگویند، که تمام این
در «2» . اند و او بالاتر از فراعنه سلسله هیجدهم است «1» ( مردمان تابع فرعون مصر (آنتریوش
اینجا ممالکى ذکر شده، که اسامى آنها نه قبل از این زمان در خطوط مصرى دیده شده و نه بعد از
آن، ولى بعض اسامى حک گشته و باعث تأسف است، زیرا از تطبیق این اسامى با اسامى کتیبه
نقش رستم داریوش ممکن بود، تردیدى، که راجع ببعض ایالات ایران موجود است، رفع گردد.
تفاوتى، که بین این صورتها و صورتهاى مردمان تابع در زمان فراعنه مصر دیده میشود، این است:
در زمان فراعنه مردم تابع را بشکل اسیرى تصویر میکردند، که دستهایش مقید است و رشتهاى
این اسیر را بشکل بیضى دندانهدار، یعنى قلعه محکم، بسته است، ولى، چون در اینجا نمیتوانستند
مردمان آریانى را باین شکل درآورند، تغییرى در نشاندادن مردمان تابع حاصل شده، که چنین
است: مردم تابع مانند اسیرى نیست، که دستهاى او را بسته باشند، بلکه بىقید زانو بزمین زده و
در حال خشوع و خضوع در بالاى شکل بیضى قرار گرفته. ترتیب مردمان تابع از اینقرار است:
مقام اول را به پارس دادهاند، بعد ماد مىآید، پس از آن سائر ایالات ذکر شده و در آخر مملکت
.«3» سکاها، با این تصریح، که مملکت سکاها آخر دنیا است
نسخه مصرى کتیبه از نسخههائى، که بخطوط میخى نوشته شده (یعنى به پارسى،
عیلامى و آسورى)، بکلى متمایز است و کاملا موافق آداب و رسوم فراعنه انشاء گردیده. تصور
میکنند، که منشى آن همان اوجاگررسنت مذکور بوده.
بهرحال معلوم است، که شخصى از معبد (سائیس) آنرا انشاء کرده، ولى باعث تأسف است، که
متن مزبور خراب شده و فقط این قسمت را میتوان خواند:
خانم سائیس است، انجام داد تمام چیزهائى را، که خدا شروع «1» انتریوش، که زاده الهه نیت »
کرد .... آقاى همه چیز، که قرص آفتاب را احاطه کرده، وقتى که در شکم مادر قرار داشت و
هنوز بزمین نیامده بود، نیت او را پسر خود دانست ...
امر کرد باو ... دست خود را با کمان بطرف او برد، تا دشمنان او را برافکند، چنانکه از براى پسر
او قویشوکت است، او دشمنان خود را در تمام ممالک نابود میکند. شاه .... «2» خود (را) کرد
مصر علیا و سفلى انتریوش، که الى الابد پاینده است، شاهنشاه بزرگ، پسر ویشتاسپ هخامنشى.
او پسر او است (یعنى پسر نیت است
قوى و جهانگیر است. تمام خارجیها با هدایاى خود رو باو میآورند و براى او کار مىکنند
اینجا ببعد، کتیبه خراب شده و فقط کلماتى جسته گریخته خوانده میشود. از مضمون این کلمات
همینقدر برمیآید، که داریوش حکماى مصر را طلبیده سئوالاتى از آنها میکند. اسم کوروش ذکر
اسم مملکتى برده شده، که بزبان مصرى (شبا) .«3» ( شده، ولى بىشکل بیضى (زیرا شاه مصر نبود
مینامیدند. باید سبا باشد، که در عربستان جنوبى بود. صحبت از سفائنى شده، که براى تحقیقات
بدریاها میخواهند بفرستند. نسخه مصرى این کتیبه مخصوصا از این حیث جالب توجه است، که
داریوش مزدهپرست با آن معتقداتى، که راجع بمجرّد بودن (اهورمزد) و یگانگى و سایر صفات
آن داشته، در اینجا پسر نیت، مادر خدایان مصریها است، در ردیف برادر خود (را)، یعنى الهه
آفتاب درخشنده، قرار گرفته و فرعون صحیح و حقیقى سائیس گردیده.
جهت آن معلوم است: چون داریوش از نظر مصریها فرعون مصر بود، تمام القاب
و عناوین فراعنه را باو دادهاند و بعلاوه او خواسته موافق مراسم مصریها رفتار کرده قلوب آنان را
جذب کند.
 


جمعه 21 آذر 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)


نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا