خدای بزرگ است اهورامزدا
02:07   از آکانت تا تسالى

 هرودوت گوید:

پس از آن خشیارشا از شهرهاى متعدد یونانى گذشته بشهر آکانت رسید و تمام مردمان عرض راه سر اطاعت پیش آورده در دنبال او روانه شدند. راهى را، که خشیارشا ساخت، بعد از او تراکیه انه برافکندند و نه در آن زراعت کردند، چه با احترام تمام تا زمان ما باین راه مینگرند. چون خشیارشا به آکانت درآمد اهالى آنرا میزبانان خود خوانده لباس مادى بآنها اعطا کرد، چه باو گفته بودند، که اهالى این شهر سعى زیاد در حفر کانال کرده اند و با اشتیاق بجنگ بعد از او تراکیهانه برافکندند و نه در آن زراعت کردند، چه با احترام تمام تا زمان ما باین راه مینگرند. چون خشیارشا به آکانت درآمد اهالى آنرا میزبانان خود خوانده لباس مادى بآنها اعطا کرد، چه باو گفته بودند، که اهالى این شهر سعى زیاد در حفر کانال کردهاند و با اشتیاق بجنگ میروند(مقصود هرودوت ترعه برزخ آتس است) در اینجا آرتاخه مهندس حفر کانال از مرضى مرد. خشیارشا او را خیلى احترام میکرد. این شخص از تیره هخامنش و از حیث قامت از تمام پارسىها بلندتر بود، چه قد او به پنج ذراع چهار انگشت کم میرسید و صداى بسیار رسائى داشت. خشیارشا از فوت او خیلى مغموم شد و امر کرد جنازه او را با جلال دفن کنند و تمام افراد قشون بگور او خاك ریختند. اهالى آکانت بحکم غیبگویشان او را پهلوان دانسته براى او قربانى میکنند. یونانیهائى، که قشون خشیارشا را در خانههاى خود مىپذیرفتند، دوچار فقر شده خانه هاى خود را ترك میکردند، چنانکه آنتى پاتر که از طرف شهرهائى واقع در قاره میزبان قسمتى از قشون خشیارشا بود، باهالى شهر تاسس صورتى از مخارج نشان داد، که جمع آن بچهار صد تالان
نقره بالغ بود(چهل و هشت هزار تومان تقریبا) این نوع صورتها را میزبانان دیگر هم بشهرها میدادند. غذاها را قبل از وقت سفارش داده سعى داشتند، که خوب و وافر باشد. ترتیب میهمانى در این موارد چنین بود: همینکه جارچىها نزدیک شدن قشون را خبر میدادند، اهالى شهرها آذوقه شهر را در میان خود تقسیم کرده و همه مشغول تهیه آرد، گندم و جو براى ماههاى زیاد شده مقدارى، که براى آذوقه قشون لازم بود، تهیه میکردند. بعد بهتر و گرانبهاترین حشم و نیز طیور باتلاق و خشگى را چاق میکردند و با این مقصود طیور را در قفسه ها و دریاچه هانگاه میداشتند. پس از آن از طلا و نقره جامها، کاسهها و ظروف دیگر، که روى میز گذارده میشود، درست میکردند. این آلات فقط براى شاه و آنهائى، که با شاه غذا مىخوردند، تهیه میشد و براى قشون فقط غذا تهیه میکردند. بهرجا، که لشکر وارد میشد، چادرى براى خشیارشا آماده بود، ولى افراد قشون در زیر آسمان مىماندند. چون موقع غذا میرسید، مردمى که پذیرائى قشون بر عهده آنان بود، دوچار زحمات میشدند. بعد از غذا سپاهیان شب را در همانجا میگذرانیدند و صبح روز دیگر چادرها را پاره کرده تمام ظروف و اسباب آن را با خود مىبردند، چنانکه چیزى در محل نمىماند. یکى از اهالى آبدر مگاکران نام سخن با مغزى گفت. او باهالى آبدر پیشنهاد کرد، که در معابد خود جمع شده از خدایان استغاثه کنند، که آنها را از نصف بدبختىها
رهائى دهند و بآنهائى، که متحمل صدمات زیاد شده بودند، گفت بروید، خدایان را شکر کنید، که شاه عادت نداشت، شبانهروز دو دفعه غذا صرف کند، و الّا اگر باهالى آبدر حکم میشد، که شامى مانند نهار تهیه کنند، میبایست خانههاى خود را گذارده فرار کنید یا بکلى از هستى ساقط گردید. با وجود سنگینى این نوع میهمانیها، یونانیها اراده شاه را مجرى میداشتند (کتاب 7، بند121-120) خشیارشا در آکانت فرمانده بحریه را مرخص کرده دستور داد، که با سفاین به ترم برود. این شهر در کنار خلیجى است معروف بهمین اسم و اسم شهر از این خلیج است. باو گفته بودند، این راه کوتاهترین راهى است، که از دریسک به آکانت مىرود. حرکت لشکر چنین بود: خشیارشا آنرا بسه قسمت تقسیم کرد، قسمت اول در تحت فرماندهى مردونیه و ماسیست از سواحل دریا با بحریه حرکت میکرد، قسمت دوم در تحت ریاست ترىتانتخم و گرگیس در درون قاره و قسمت سوم با خود خشیارشا در وسط این دو لشکر. قسمت آخرى در تحت نظر سمردمنس و مگابیز بود. بحرّیه از کانال آتس حرکت کرده و از چند شهر گذشته سپاهى و سفاین از این شهرها گرفت. بعد بطرف خلیجترم رانده بدان درآمد و در کنار رود آكسیوس لنگر انداخت.
 
 
در این احوال خشیارشا از آکانت حرکت کرده از راه خشکى به ترم رسید. در این راه شیرها به شترهائى، که آذوقه مىبردند، حمله کردند، توضیح آنکه شبها از جاهاى خود بیرون آمده متعرّض کس یا حیوانى نمیشدند و فقط بشترها حمله میکردند. هرودوت گوید، که براى او این مسئله باعث حیرت است، و حال آنکه شیرها قبل از آن شتر ندیده و قوت آن را نیازموده بودند. بعد مورخ مذکور گوید، که در این صفحات شیر و گاو وحشى زیاد است و مأواى شیرها بین رود نستوس و رود آخلواوس میباشد، زیرا در جائى از اروپا، یعنى در مشرق، از آن طرف نستوس و در مغرب از ماوراء آخلواوس، اثرى از شیرها نیست.
 

سه‌شنبه 16 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران