خدای بزرگ است اهورامزدا
21:54   احوال یونان
لازم است شرح پیش رفتن قشون ایران را در یونان موقتا معلّق داشته ببینیم احوال یونان مقارن این زمان چه بود.
وقتى که خبر لشکرکشى خشیارشا بیونان رسید، آتنىها بیش از سایر یونانیها دوچار وحشت و اضطراب شدند، زیرا میدانستند، که ضربتهاى ایران مستقیما به آتن متوجه خواهد شد. بر اثر این وحشت افکار و عقاید متشتّت گشت. جمعى جنگرا امرى بىنتیجه میدانستند و بعضى پیشنهاد میکردند، که جلاى وطن کرده بایطالیا روند. فقط عده کمى میگفتند، باید مقاومت کرد. چون فکرى نبود، که آتنیها در اطراف آن جمعآورى شوند و اتحاد و اتّفاقى حاصل گردد، در این مورد هم مانند موارد دیگر، اولیاى امور لازم دانستند سؤالى از غیبگوى معبد دلف راجع بعواقب اوضاع بکنند، تا شاید از جواب غیبگو با تعبیر مقتضى بتوان زمینهاى براى یکى کردن افکار ایجاد کرد و اساسى براى اتحاد و اتّفاق نهاد. بنابراین
 
رسولانى از آتن بمعبد دلف رفته از غیبگو سؤالى کردند و پىتى، که آریستونیک نام داشت، چنین گفت (هرودوت کتاب 7، بند140-145):
اى بدبختان، چرا نشسته اید؟ خانه هاى خود و نیز تپههاى بلند ارك را ترك کنید و نجات یابید در کنارهاى زمین. آتن زیروزبر و طعمه آتش گردد و مارس وحشتآور (رب النوع جنگ بعقیده یونانیها) بر عرابه سریانى نه تنها برجها و بزمین شما حمله خواهد کرد، نباشید، بل فرار کرده پشت بدشمن کنید. روزى بیاید، که شما در مقابل او پافشارید اى سالامین ربانى، تو پسران زنان را هلاك خواهى کرد و این در زمان تخمافشانى یا درو خواهد بود.
فرستادگان از جواب آخرى قدرى تسلى یافتند و آن را نوشته به آتن برگشتند. بعد مردم را در مجمع ملى جمع کرده جواب غیبگو را رسانیدند.
 
راجع بقلعه چوبین و تعبیر آن اختلافنظر حاصل شد. بعضى پنداشتند، که مقصود از آن ارك است، چه در زمان قدیم ارك، یا چنانکه آتنىها آن را مینامیدند آكرپل با پرچینى محصوربود. برخى گفتند، که مقصود از قلعه چوبین کشتیهاى آتن است و بر اثر ایننظر پیشنهاد کردند، که آتنىها همه چیز را کنار گذاشته بساختن سفاین بپردازند. این اشخاص را دو مصراع آخر گفته غیبگو دوچار تردید میکرد. چه غیبگو در آخر جواب خود گفته بود اى سالامین ربانى، تو پسران زنان را معدوم خواهى کرد و از اینجا استنباط میکردند، که جنگ دریائى در نزدیکى سالامین بشکست آتنىها منتهى خواهد شد. در این موقع شخصى تمیستوکل نام پسر نهاکل که بگفته پلوتارك در جنگ ماراتن شرکت داشت و از چندى قبل یکى از رجال معروف آتن شده بود، گفت، که مقصود غیبگو از قلعه چوبین همان کشتىها است، ولى تعبیرى، که از جمله تو پسران زنان را معدوم خواهى کرد میکنند، صحیح نیست. اگر مقصود غیبگو از پسران زنان پسران زنان آتنى بود، نمیگفت اى سالامین ربانى بلکه میگفت : ای سالامین بدبخت بس مقصود غیبگو پسران زنان دشمن است و باید ببحرّیه پرداخت و در آن نجات ما است.
عقیده او طرفداران زیاد یافت و اشخاصى، که عقیده داشتند هرگونه مقاومت بیهوده است و باید جلاى وطن کرده بایطالیا یا جاى دیگر رفت، در اقلیت ماندند.
سابقا تمیستوکل پیشنهاد خوبى بآتنىها کرده بود، توضیح آنکه پول وافرى در خزانه دولت آتن از معادن لوریوم جمع شد و آتنىها خواستند آنرا بین اهالى تقسیم کنند، چنانکه بهر کدام ده درخم برسد، ولى تمیستوکل مانع شده گفت این وجه را بساختن کشتىها تخصیص دهید، چه در جنگى که با اگى نت ها در پیش داریم، بحرّیه لازم خواهد شد. آتنىها چنین کرده دویست
فروند کشتى ساختند و، اگرچه این بحریه در جنگ مزبور بکار نیفتاد، ولى دولت آتن را دولت دریائى کرد. حالا این دویست فروند کشتى موجود بود و فقط میبایست بر عده کشتىها بیفزایند. در نتیجه گفته غیبگو آتنىها تصمیم کردند، که تماما بکشتیها درآمده در دریا با بحرّیه خشیارشا جنگ کنند و بعد با یونانیهائى، که مردانگىشان بیشتر بود، داخل مذاکره اتحاد شده قسم یاد کردند، که اختلافات درونى را کنار بگذارند. اختلاف درونى مخصوصا بین آتنیها و اگىنتها شدت داشت
 

سه‌شنبه 16 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران