خدای بزرگ است اهورامزدا
02:29   احوال آتن

 

در این وقت احوال آتن فلاکتبار بودو کزنفون آن را چنین توصیف کرده (تاریخ یونان، کتاب
2، بند 2): آتنىها که از خشکىو دریا در محاصره بودند، نمیدانستند چه کند. نه بحریه داشتند و
نه متحدینىو نه آذوقه. اینها منتظر بودند بلیاتى را تحمل کند، که خود آتنیها نسبت بمتحدین
اسپارت روا داشته بودند، فقط از این جهت، که چر این دول کوچک متحدین اسپارت شدهاند. از
ترس چنین پیشآمدها، باوجود قحطىو گرسنگى وبا اینکه کسان زیاد تلف میشدند، آتنىها
نمیخواستند تسلیم شوند، ولى گندم تمام شدو چاره را در این دیدند، که سفرائى نزد لاسدمونیها
فرستاده درخواست صلح کند، باین شرط که دیوارهاى پیره «2» خراب نشود (پیره بندر آتن بود،
این بند را آتنیها پس از جنگهاى ایرانو یونان بسعىو اهتمام تمیستوکل ساخته بودند و
دیوارهائى ممتد آن را به آتن اتّصال اده بود) ولى آژیس «3» اسپارتى بآنها جواب اد، که چون
اختیاراتى ندارد، سفرا باید باسپارت بروند. آتنىها راضى شدند، که سفرا باسپارت بروند، ولى پس
از ورود به سلّاسى «4»، همینکه افورها (رجال درجه اول اسپارت) دانستند، که پیشنهاد آنها همان
است، که به آژیس کردهاند، به آنها پیغام ادند: آمدن شما به اسپارت بىحاصل است، مگر اینکه
 برگردید و پس از شور صحیح بیائید (یعنى تمام شرایط را بپذیرید. م). سفر این جواب را بمردم ابلاغ کردند و بر
اثر این جواب یأسى شدید در همهجا حکمفرما شد. مردم آتن تصور میکردند، که آنها را بردهوار
خواهند فروختو نیز میدیدند، که تا سفیر دیگرى بفرستند، عدهاى زیاد از مردم از گرسنگى
خواهند مرد. از طرف دیگر کسى جرئت نمیکرد پیشنهاد خراب شدن دیوار آتنو پیره را بکند،
زیرا آریستوکرات، «1» که گفته بود، باید شرایط اسپارتىها را قبول کرد، بمحبس افتاده بود و
شرایط اسپارتیها این بود، که دیوار آتن و پیره از هر طرف (این بند را دو دیوار با آتن اتصال
میداد) بمسافت ده استاد (تقریبا 1850 ذرع) خراب شود. اینکه سهل است آتنىها قرار اده بودند،
که این مسئله موضوع مشورتى واقع نشود. احوال چنین بود، تا اینکه ترامن «2» اظهار کرد، که اگر
بخواهند او را نزد لیزاندر امیر البحر اسپارت بفرستند، خواهد توانست بفهمد، که مقصود اسپارتىها
از خراب کردن دیوارها اسارت آتن است یا میخواهند اجراى مقاصد خودشان را تأمین کند.
آتنىها او را نزد امیر البحر اسپارتى فرستادندو او بیش از سه ماه نزد لیزاندر بماند، زیرا تصور
میکرد، که قحطى آتنیها را بقبول تمام شرایط اسپارت مجبور خواهد کرد. در ماه چهارم ترامن
برگشتو گفت، که لیزاندر مرا نگاهداشته بودو بالاخره بمن جواب اد، که او اختیاراتى براى
مذاکره صلح ندارد و باید ترامن باسپارت نزد افورها برود. پس از این جواب مردم آتن سفارتى
مرکّب از ده نفر، که دهمینش همان ترامن بود، باسپارت فرستادندو لیزاندر هم آریستوت «3» را،
که از آتن اخراج کرده بودند، نزد افورها فرستاده پیغام اد: من بآتنىها گفتهام، که فقط شما
(یعنى افورها) میتوانید حکم صلح یا جنگ واقع شوید. پس از ورود ترامن و سایر سفرا به سلّاسى
افورها پرسیدند، قصد شما چیستو آنها جواب ادند، که اختیاراتى براى عقد عهد صلح داریم.
پس از آن افورها مجلسى از یوانیهاى متحد تشکیل کردندو کرنتىها، تبىهاو سایر یوانیها
جواب ادند، که نباید داخل هیچ نوع مذاکرهاىبا آتن شد، بل باید آن ر از بیخ و بن خراب
 کرد. لاسدمونیها گفتند، که نمىخواهند شهرى را، که در مواقع خطرناك خدماتى بزرگ بیونان کرده، باسارت
افکند. پس از آن عهد صلح بدین شرایط بسته شد: دیوارهاى ممتد آتنو استحکمات پیره خراب
خواهد شد. آتنىها بجز دوازده کشتى تمام بحریه خودشان را تسلیم خواهند کرد. دوستان و
دشمنان اسپارت دوستان و دشمنان آتن خواهند بود، بهرجا لاسدمونیها بروند، آتنىها از دنبال آنان
خواهند رفتو تبعیدشدگان آتن مجاز خواهند بود بشهر مزبور برگردند. ترامنو رفقاى او به آتن
برگشته نتیجه راعلام کردند. در بدو ورود انبوه مردم آنها ر احاطه کرده بودند، زیرا میترسیدند،
که سفرا بىعقد عهد صلح برگشته باشند. روز دیگر سفرا نتیجه أموریت را بمردم اظهار داشتند و،
چون قحطى آذوقه آخرین رمق ر از دست سکنه مىربود، گفتند، که باید این شرایط را قبول
کرد. چند نفر مخالفت کردند، ولى اکثر مردم این پیشنهاد را پذیرفتندو فرمانى صادر شد، که
شرایط پذیرفته گرد


یکشنبه 14 دی 1393به قلم: iraneternal ™       ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران