اگرچه آتن و اسپارت هر دو در زمان خشیارشابا ایران میجنگیدند، ولى اهمیت آتن در این جنگها
بمراتب بیشتر بود.
راست است، که اسپارتیها شجاعو دلیر بودندو موافق قوانین خود، وقتیکه بجنگ میرفتند،
میبایست فتح کند یا کشته شوند، ولى، چنانکه از وقایع جنگهاى ایرانو یونان دیده میشود، فکر
آتنىها بیش از قوه کار میکرد: در جنگ ماراتن طرز جنگ آتنىها، که فکر میلتیاد آتنى بود، باعث بهرهمندى آنان گردید، در جنگ سالامین فکر
تمیستوکل، که بحریه قوىو بزرگ ایران را در جاى تنگى مانند سالامین بجنگ کشانید، یوانیها را نجات اد و نیز، وقتى که خشیارشا تصمیم بر مراجعت بآسیا کرد، آریستید آتنى مانع از خراب
کردن پل شد، تا مبادا خشیارشا جدا پافشارد و جنگ ببهرهمندى ایران خاتمه یابد. بنابراین آتن
دراى سه مرد بود، که هرسه در تاریخ معروف گشتهاند: میلتیاد، تمیستوکلو آریستید.
پس از خاتمه جنگهاى ایرانو یونان اوضاع داخلى آتن رونقى یافت، توضیح آنکه بیشتر غنائم
بعد از جنگ پلاته نصیب آتنىها شده بود و اینها، بجاى اینکه این ثروت را بمخارج شخصى
برسانند، بمصرف کارهاى عمومى رساندندو هم در این زمان بمساعى تمیستوکل دیوار آتن
ساخته شد. این دیوا را آتن براى حفظ خو در مواقع جنگ لازم میدید، ولى اسپارتبا نظر بد
بآن مینگریست. بالاخره آتنىها طورى بچابکى این کا ر انجام ادند، که اسپارت مجال نیافت
ممانعت کند.
سپس بنادر خودشان را هم محکم کردند، یعنى بندر جدیدى، که هنوز هم موسوم به پیره است،
ساخته آنرا با دیوارهائى به آتن اتصال ادند. پس از آن چون آتنیها قوت گرفتند، در صدد
برآمدند، کهبا ایران ستیزه کند، زیرا، اگرچه از جنگها بهرهمند بیرون آمدهو موقتا ایران را
عقب نشانده بودند، ولى امیدوار نبودند، که این اوضاع دوامى بیابدو میخواستند بایران مجال
ندهند، که از نو جنگ تعرّضى پیش گیردو همواره او را بحفظ سواحل دریاهاو متصرّفاتش
مشغول داشته از طرف دیگر بر مستملکات خودشان بیفزایند. از تمام این ملاحظات گذشته، آتن
دولت دریائى بودو میدانست، که بحریه قوى لازم دارد، ولى میخواست تمام مخارج این بحریه
باو تحمیل نگرد. با این خیالو براى حمله بایران آتنىها اتحادى با سایرین بستند، که معروف به
اتّحا دلس گردید، زیرا مقرّ آن در معبد آپلّن در جزیره دلس بود. آتنىها به یوانیهاى دیگر
میگفتند، که این اتّحاد را تشکیل میکند، تا مستعمرات یوانى ر از قید ایران خارج
کند، ولى معلوم است، که مقصودشان این بود، که این مستعمرات را تابع خود گردانند.
شهرهائى که در این اتّحا داخل شدند، عبارت بودند از: بعض شهرهاى یوانى، جزائر بحر
الجزائر، مستعمرات ینیانى در آسیاى صغیر، جزیره گسو ردسو غیره. موافق نظامنامهاى، که آریستید آتنى ملقّب به عادل براى این اتّحاد نوشت، شهرهاى متحد میبایست سپاهو پول و
کشتىهاى جنگى بدهند.
آریستید خزانهدار این اتّحاد گردیده خزانه را بجزیره دلس برد و پس از آن طولى نکشید، که قوه
حاضر شد و ریاست آن با سیمون یا کیمون «1» پسر میلتیاد گردیدو اتّحاد مزبور در 476 راى اد،
که جنگ با ایران شروع شود. سیمون سردار قابلى بودو پیشرفتهائى حاصل کرد، توضیح آنکه
ایرانیها ر از تراکیهو بحر الجزائر و مستعمرات یوانى در آسیاى صغیر براندو مستملکات آتن را
توسعه اد. در این احوال چون متحدین از دوام جنگ خسته شدند، آتن قرار اد، که بجاى سپاه و
کشتىها مبلغى بآتن بپردازند، تا خود آتن لوازم جنگ را تهیه کند.
متحدین این تکلیف را پذیرفتند، یعنى درواقع باجگذار آتن شدند و این شهر پاىتخت دولت
بزرگى شد. این بود بطور اجمال احوال یونان، وقتى که نوبت سلطنت به اردشیر رسید. اگر
بخواهیم بیش از این از اوضاع آتن صحبت کنیم، از موضوع خارج خواهیم شد، ولى باید بخاطر
آورد، که پس از جنگهاى ایرانو یونان در زمان خشیارشا تا جنگهاى پلوپونس، دورهاى براى
آتن افتاح شد، که بهترین دوره تاریخ آن است. در این دوره اشخاص نامى زیا در آتن پیدا
شدندو کارهاى درخشان براى آتن کردند، اسامى بعضى را بالاتر ذکر کردهایم. نامىترین بعض
دیگر سیمون و پریکلس «2» بودند. از سیمون بالاتر صحبت شد. بودن او د رأس حکومت آتن
چندان طولانى نبودو پس از اینکه او ر از جهت وهنى، که به آتن از طرف اسپارتىها وارد شده
بود، تبعید کردندو هواخواهانش اقتدارى را که داشتند از دست ادند، پریکلس روى کار آمد. او
پسر کسانتیپو از طرف مادر از خانواده
آلکمئونید «1»، یعنى نجیبزاده بود. کسانتیپ همان کسى است، که در جدال میکال فرماندهى
لشکر آتن را داشت. پریکلس در مدت سى سال در مشاغل مختلف بود و حکمران واقعى آتن
بشمار میرفت، چنانکه توسیدید گوید، که این مدت را باید سلطنت پریکلس نامید. نظرو عمل او
را مورخین بسیار ستودهاند. این ناطق معروف، آتن ر اول دولت (46)- پریکلس (از کتاب
اسکاریگر، تاریخ عمومى)
دریائى یونان کرد و پایه بحریه آن را بر مبنائى محکم نهاد. بعد بمستملکات آتن توسعه اده شهر
آتن رابا عماراتو ابنیه تاریخى آراستو ادبیات و صنایع آن را تشویق کرد. راجع باو نیز باید
گفت، که قسمتى از جنگهاى آتنبا ایران در زمان او روى اد. این جنگها، اگرچه بگفتههاى
یوانیها براى آتنىها درخشان بود، ولى فایدهاى براى آتن نداشت زیرا، دولت هخامنشى دراى
وسایل بىحدوحصر بود و میتوانست جنگها را بدرزا بکشاند. از طرف دیگر آتن مجبور بود
همواره پول و سپاه بخارج یونان بفرستد. بالاخره، چنانکه پائینتر بیاید، آتن دید، که چون نهایتى
براى این جنگها نیست، عقد عهدى ر استقبال کرد. در باب پریکلس نیز باید گفت، که در زمان
او آتن در جنگهاى درونى یونان داخل شد و، چنانکه خواهد آمد، بواسطه سیاست دربار ایران با
حال فلاکتبارى از این جنگ بیرون آمد. باوجود
این جنگها پریکلس در بستر مرگ مىگفت: «یک زن آتّیکى بواسطه من عزدار نشد» و
مقصودش این بود، که تمام این جنگها را من باقتضاى سیاست دولت کردم، نه از جهت نظر
شخصى یا منافع خصوصى.







نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید