قبل از اینکه بسلطنت اخس بگذریم، مقتضى است کلمهاى چند راجع بذکرى، که در کتاب عزرا
و نحمیا از اردشیر کردهاند، بگوئیم. بالاتر (صفحات 950 -945) گفته شد، که بعض نویسندگان
این قضیا را مربوط بزمان اردشیر درازدست دانستهاند، ولى از کتاب عزرا صریحا مستفاد میشود،
که عزرا براى آراستن معبد به اورشلیم رفتهو معبد هم در زمان داریوش دوم ساخته و پرداخته
شده بود. پس شکّى نیست، که اردشیرى، که بعد از داریوش دوم میآید، اردشیر دوم است نه
اردشیر اول. بهرحال این است آنچه راجع باین واقعه نوشته شده (کتاب عزرا، فصل 2» (7»: «و بعد
از این امور در سلطنت ارتخشثتا پادشاه فارس عزر ابن سرایا ابن عزریا . از ابل برآمد و او در شریعت موسى، که یهوه خداى اسرائیل آنرا اده بود، کاتب ماهر بودو پادشاه بر وفق
دست یهوه خدایش، که با وى میبود، هرچه را که او مىخواست، بوى میداد و بعضى از بنى
اسرائیلو کاهنانو لاویان «1» و مغنیانو دربنانو نتنیم «2» نیز در سال هفتم ارتخشثتا پادشاه
باورشلیم برآمدندو او در ماه پنجم سال هفتم پادشاه به اورشلیم رسید، زیرا د روز اول ماه اول
بیرون رفتن از ابل شروع کرد و د روز اول ماه پنجم بر وفق دست نیکوى خدایش، که با وى
میبود، به اورشلیم رسید .. این است صورت مکتوبى، که ارتخشثتا پادشاه بعزراى کاهن و
کاتب، که کاتب کلمات وصیاى خداوندو فرائض او بر اسرائیل بود، اد. از جانب ارتخشثتا
شاهنشاه بعزراى کاهنو کاتب کامل شریعت خداى آسمان.
اما بعد فرمانى از من صادر شد، که هرکدام از قوم اسرائیلو کاهنانو لاویان ایشان، که در
سلطنت من هستند،و برفتن همراه تو به اورشلیم راضى باشند بروند. چونکه تو از جانب پادشاه و
هفت مشیر او فرستاده شدهاى «3»، تا درباره یهوداو اورشلیم بر وفق شریعت خدایت، که در دست
تو است، تفحص کنى و نقرهو طلائى را، که پادشاهو مشیرانش براى خداى اسرائیل، که مسکن او در اورشلیم میباشد، بذل کردهاند، ببرى و نیز تمامى نقرهو طلائى را، که در تمامى ولایت ابل
بیابىبا هدایاى تبرّعى، که قومو کاهنان براى خانه خداى خود، که در اورشلیم است، ادهاند،
ببرى. لهذابا این نقره گاوانو قوچهاو برههاو هدایاى آردىو هدایاى ریختنى آنها را باهتمام
بخرو آنها را بر مذبح خانه خداى خودتان، که در اورشلیم است، بگذرانو هرچه بنظر تو و
برادرانت پسند آید، که با بقیه نقره و طلا بکنید، برحسب راده خداى خود بعمل آورید و،
ظروفیکه بجهت خدمت خانه خدایت بتو اده شده است، آنها را بحضور خداى اورشلیم تسلیم
کنو اما چیزهاى دیگر، که براى خانه خدایت لازم باشد، هرچه براى تو اتّفاق افتد، که بدهى، از خزانه
پادشاه بده و از من ارتخشثتا پادشاه فرمانى بتمامى خزانهدران ماوراىنهر صادر شده است، که
هرچه عزراى کاهنو کاتب شریعت خداى آسمان از شما بخواهد، بتعجیل کرده شود، تا صد
وزنه نقرهو صد کرّ گندمو تا صد بت شرابو تا صد بت روغن و از نمک هرچه بخواهد، هرچه
خداى آسمان فرموده باشد، براى خانه خداى آسمان بلا تأخیر کرده شود، زیرا چرا غضب بر
ملک پادشاهو پسرانش وارد آیدو شما ر اطّلاع میدهم، که بر همه کاهنان و لاویانو مغنّیان و
درباریانو نتنیمو خادمان این خانه خدا جزیه و خراجو باج نهادن جائز نیست و، تو اى عزرا،
موافق حکمت خدایت، که در دست تو میباشد، قاضیانو داوران از همه آانیکه شرایع خدایت را
میدانند، نصب کن، تا بر جمیع اهل ماوراىنهر داورى کندو آانیرا، که نمیدانند، تعلیم دهند و
هرکه بشریعت خدایتو بفرمان پادشاه عمل نکند، بر او بىمحبا حکم شود، خواه بقتل یا بجلاى وطن یا بضبط اموال یا بحبس». بعد عزرا شرح میدهد، چه کسانى با او از ابل به اورشلیم رفتندو
او در آنجا سیزده سال بماندو موافق فرمان شاه رفتار کرد. عزرا راجع بمقدار طلاو نقرهو ظروف
و سایر اشیائى، که با خود براى اورشلیم برده، در باب هشتم چنین گوید: «نقره و طلاو ظروف
هدیه خداى ما را، که پادشاهو مشیرانو سرورانش و تمام اسرائلیهائى، که حضور داشتند، اده
بودند، بایشان (یعنى رؤساء کهنه) وزن نمودم پس ششصدو پنجاه وزنه نقره و صد وزنه ظروف
نقره و صد وزنه طلا بدست ایشان وزن کردم و بیست طاس طلا هزار درهم و دو ظرف برنج
صیقلی خالص، که مثل طلا گرانبها بودو بایشان گفتم، شما براى خداوند مقدس میباشیدو
ظروف نیز مقدس است و نقره طلا بجهت یهوه خداى پدران شما هدیه تبرّعى است. پس بیدار
باشیدو اینها را حفظ کنید، تا بحضو رؤساء کهنهو لاویانو سروران آباى اسرائیل در اورشلیم
بحجرههاى خانه خداوند بوزن بسپارید».






