
پس از آن بحریه ایران زمستان را در آبهاى مىلت گذرانیده در بهار بدریا رفت و جزائر خیوس،
را از نو باطاعت ایران درآورد و بعد از اتمام کارها در خاك ینیانها بطرف «1» لسبس و تهنهدوس
هلّسپونت رفت. در اینجا شهرهاى کنار راست این بوغاز قبلا بتصرّف پارسیها درآمده بود و حالا
بتسخیر محلهائى پرداختند، که در قاره اروپا واقع بود، مانند ولایت خرسونس با شهرهاى زیاد آن
و پرنت و قلعهها و استحکامات سواحل تراکیه و سلیبرى و بیزانس و غیره. اهالى بیزانس منتظر ورود بحریه نشده از آنجا به دریاى سیاه
سایر شهرها را گرفته «1» رفتند. بعد بحریه ایران بطرف خرسونس رفت و باستثناى شهر کاردیا
بقول هرودوت خراب کرد. کلیۀ مورخ مذکور گوید، که پارسیها و فینیقیها بعد از غلبه بر یاغیان با
پسر «2» آنها با نهایت سختى رفتار کرده عدهاى زیاد از اهالى کشتند. جبار خرسونس، که میلتیاد
بود، چون از آمدن بحریه فینیقى آگاه شد، ثروت خود را در پنج کشتى بار کرده «3» کیمون
بطرف آتن فرار کرد، در راه بکشتیهاى فینیقى برخورد و خودش جان بدر برده به آتن رفت، ولى
نام گرفتار شد. فینیقىها او را بشوش آوردند، با این مقصود، که پاداشى خوب «4» پسرش متیوخ
از داریوش ستانند. داریوش نه فقط بدى با وى نکرد، بل او را بسیار بنواخت، خانه و زن پارسى باو
داد و اولاد او پارسى شدند.
(میل تیاد همان کس بود، که پیشنهاد میکرد پلدانوب را خراب کنند، تا داریوش راهى براى
بازگشت نداشته باشد. م.). سال بعد براى ینیانها سال خوبى بود، توضیح آنکه داریوش، پس از
فرونشاندن شورشهاى مستعمرات یونانى در آسیاى صغیر، و بعد از مطیعکردن شهرها و محلهائى،
که از جهت این شورش در آسیاى صغیر و تراکیه از پارس مجزّا شده بودند، تصمیم کرد،
اصلاحاتى در اوضاع ینیانها بکند.






