اردشیر، پس از اینکه از جنگ کادوسیان، چنانکه پائینتر بیاید، فراغت یافت، بکار تیرىباذ رسید
و براى محاکمه او سه نفر قاضى، که مورد احترامو توجه بودند، معین کرد. مقارن این زمان
قضات دیگر بواسطه صدور حکم ظالمانه محکوم شده بودند باینکه پوست آنها را زنده کنده بر
روى مسندهاى محکمه بگسترانند تا قضات بدانند، که در صورت تخلّف از عدالت چه مجازاتى
در پیش دارند (دیودور، کتاب 15، بند 1» (10». قضات کاغذ ارنتاس را خوانده گفتند، که این
سند براى محکوم کردن تیرىباذ کافى است، ولى او در حضور قضات سواد پیشنهادى را، که
واگراس کردهو خواسته بود مطیع شاه گرد، چنانکه پادشاهى مطیع شاه است، خواندو گفت:
«من خواستم، که او مطیع شاه باشد، چنانکه بندهاى مطیع آقاى خود میباشد». اما راجع بتقصیر
عمدهاى، که باو نسبت اده بودند، یعنى سئوال از غیبگوى یوانى براى دانستن موقع یاغىگرى، تیرىباذ گفت، این نسبت افترائى بیش نیست، زیرا، اگر از خدا سؤالى
راجع بمرگ کسى کند، هیچگاه جواب نمیدهد و در این باب باطلاع یوانیهائى، که حاضر
بودند، استناد کرد. در باب اتّحاد با لاسدمون گفت، که خواهان این اتّحاد بود، ولى نه براى منافع
شخصى بل براى منافع شاهو نیز افزود، که بواسطه عهدى کهبا لاسدمون منعقد شد، شاه صاحب
تمام یوانىهاى آسیا گردید. بعد تیرىباذ خدماتى را که بشاه کرده بود، بخاطرها آورده گفت:
«خدمت بزرگترى نیز بشاه کردهام: روزى در شکارگاه، در موقعى که شاه روى گردونه قرار گرفته بود، دو شیر، پس از آنکه دو اسب ر از چهار اسب گردونه دریدند، بشاه حمله کردندو من
بکمک او شتافته هر دو شیر را کشتمو شاه را نجات ادم». بالاخره در پیان نطق خود تیرىباذ
چنین گفت «در جنگها شجاعت مرا ستودهاندو در موقع مشورت سعادتمند بودم از اینکه
هیچگاه از پذیرفتن نصایح من شاه پشیمان نشده است». پس از این نطق تمام قضات باتّفاق آراء
حکم تبرئه او را ادند. باوجود این شاه قضات را یکبیک خواسته پرسید، که جهات تبرئه
تیرىباذ چیست؟ اولى گفت، افتراهائى که باو زدهاند، قابل تردید است، ولى خدماتى، که کرده،
ثابت شده. دومى اظهار داشت، اگر هم این تهمت را صحیح بدانیم، باز خدمات او این تقصیرات
را میپوشد. سومى جواب اد، من خدمات او را در نظر نمیگیرم، زیر اگر خدماتى کرده،
پاداشهاى بزرگى هم شاه باو اده است، ولى تقصیراتى، که باو نسبت ادهاند مدركو مبناى
صحیحى ندارد، تا بتوان او را محکوم کرد. شاه قضات را ستوده گفت، خوب وظیفه خودتان را
بجا آوردهاید. بعد تیرىباذ را ببلندترین مقام ترقّى ادو امر کرد، اسم ارنتاس مفترى ر از
صورت اشخاصى، که طرف توجه بودند، حک کندو این مجازاتى بود ترذیلى (دیودور، کتاب
.(15 بند ،15






