پس از آن طولى نکشید، که جنگ پلوپونس در یونان شروع گردیدو بر اثر آن تمام یوانىها، چه
آنهائیکه در داخل یونان سکنى داشتندو چه یوانىهاى خارج، بدو دسته تقسیم شده بجان
یکدیگر افتادند. اگرچه شرح جهاتو کفیات این جنگ خارج از موضوع این کتاب است، ولى
باز براى فهم وقایعى، که مربوط بایران میباشد، لازم است جهات این جنگ را بخاطر آوریم.
چنانکه بالاتر ذکر شد، آتن پس از جنگهاى ایران و یونان بواسطه لیاقت رجالى مانند تمیستوکل،
آریستید، سیمون، مىرونید «2» و ناطقینى مثل پریکلس «3»، ایزوکرات «4» و پیروان او در یونان
برترى یافتو اتّحادى موسوم به اتّحا دلس منعقد کرد و نیز دولت آتن دیوارهاى آتنو بنادر آن
را بساختو دراى بحریه قوى گردید، ولى طولى نکشید، که این قوت آتن باعث تشویش
همسایگان او مانند تب و کرنت شد و، چون اسپارت هم با نظر خصومت به قوت یافتن آتن و
ساخته شدن دیوارهاى آن مىنگریست، تبىهاو کرنتىه بالطبع متمایل به اسپارت شدهبا آن عهد
اتّحادى بستند، تا از بزرگ شدن آتن جلوگیرى کند، چه همه بیم آن را داشتند، که آتن پس از
چندى شهرها یا دولتهاى کوچک یونان را بلعیده بعد اسپارت را هم مطیع خود کند. معلوم
تقسیم شد: 1- تمام شبهجزیره پلوپونس با یونان مرکزى در تحت ریاست اسپارت درآمد. 2- است، که هواخواهان آتن هم تصمیم بر تقویت آن کردندو بدین منوال تمام یونان بدو قسمت
جزائر دریاى اژه (بحر الجزائر) با سواحل این دریا در تحت فرماندهى آتن قرار گرفت. خصومتى،
که از تباین منافع حاصل شد، بر ضدیتهائى، که از دیرگاه بین یوانىها وجو داشت، افزود،
چنانکه بىتردید مىتوان گفت، که جنگ پلوپونس از سه سرچشمه آب میخورد: 1- از سایش یا
اصطکاك منافع مادى 2- از ضدیت قومى بین ینیانهاو دریانها (آتنىها ینیانى و لاسدمونىها
دریانى بودند). 3- از مباینت حکومت ملى با حکومت اشرافى، چه از آنچه در فوق ذکر شده معلوم است، که آتن نماینده اولى بودو اسپارت نماینده دومى. بنابراین جاى تعجب نیست، که
جنگ دو گروه یوانى با یکدیگر محدود بخاك یونان نگشت، بل بتمام صفحات یوانىنشین،
یعنى بسواحل آسیاى صغیرو تراکیهو قبرسو ایطالیاو غیره سرایت کرد و در شهرهاى یوانى
مردم به دو بخش تقسیم شده در سر حکومت ملّى یا اشرافى چنان بجان یکدیگر افتادند، که تاریخ
کمتر نظایر آنرا نشان میدهد.
جهت بلاواسطه جنگ شورشى بود، که کرسیر «1» مستعمره کرنت بر ضد شهر مادرى خود کرد.
کرنتىها شکایت این قضیه را به اسپارت بردندو دولت مزبور چاره را در جنگ دید. نایره این
جنگ 27 سال مشتعل بود (404 -431 ق. م).
ولات ایرانى در آسیاى صغیر بخصوص تیسافرن، چنانکه بیاید، از مشغول شدن یونان بخود فرصتى
یافته کارهائىبا آتنو اسپارت کردند، که شرح آن را توسیدید «2» و کزنفون «3»، شاهدین
جنگهاى مزبور، نوشتهاندو در جاى خود ذکر خواهد شد.






.jpg)
